برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

espouse

/əˈspaʊz/ /ɪˈspaʊz/

معنی: نامزد کردن، عروسی کردن، عقدکردن، شوهر دادن
معانی دیگر: هواداری کردن (از)، طرفداری کردن، جانبداری کردن، حمایت کردن از، پشتیبانی کردن، زناشویی کردن، به زنی گرفتن، ازدواج کردن، زن دادن، عقیده داشتن به

بررسی کلمه espouse

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: espouses, espousing, espoused
مشتقات: espouser (n.)
(1) تعریف: to take up, hold, or commit oneself to (a cause, idea, or belief); embrace.
مترادف: adopt
متضاد: repudiate
مشابه: embrace, hold

- He had once espoused communist ideals, but now he rejected them.
[ترجمه ترگمان] او زمانی از ایده‌های communist سو استفاده کرده بود، اما حالا آن‌ها را رد کرد
[ترجمه گوگل] او یک بار آرمان های کمونیستی را پشت سر گذاشته بود، اما اکنون او را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They espouse the view that the government is not doing enough to protect endangered species.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها از این دیدگاه حمایت می‌کنند که دولت برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر کافی عمل نمی‌کند
[ترجمه گوگل] آنها معتقدند که دولت به اندازه کافی برای محافظت از گونه های در معرض خطر ناکام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to take in marriage.
مشابه: marry, wed

- It had been arranged that she would espouse her cousin.
[ترجمه ترگمان] ق ...

واژه espouse در جمله های نمونه

1. Vegetarianism is one cause she does not espouse.
[ترجمه ترگمان]Vegetarianism یک دلیل است که او در آن espouse
[ترجمه گوگل]گیاهخواری یکی از دلایلی است که او از آن حمایت نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Politicians espouse it; government departments ignore it at their peril.
[ترجمه ترگمان]سیاستمداران از آن حمایت می‌کنند؛ ادارات دولتی آن را در خطر خود نادیده می‌گیرند
[ترجمه گوگل]سیاستمداران آن را حمایت می کنند؛ ادارات دولتی آن را در معرض خطر خود قرار داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The people of Holy Trinity espouse similar values in the face of an unpersuaded Catholic hierarchy.
[ترجمه ترگمان]مردم تثلیث مقدس ارزش‌های مشابهی در چهره یک سلسله‌مراتب کاتولیک unpersuaded دارند
[ترجمه گوگل]مردم مقدس تثلیث، با وجود یک سلسله مراتب کاتولیک غریب، ارزش های مشابهی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thus, the Amish espouse the best of both conservative and liberal values.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، the به بهترین ارزش‌های محافظه‌کار و لیبرال ا ...

مترادف espouse

نامزد کردن (فعل)
engage , nominate , designate , betroth , espouse , trothplight
عروسی کردن (فعل)
espouse , consummate , marry
عقدکردن (فعل)
espouse
شوهر دادن (فعل)
espouse , husband , marry

معنی espouse در دیکشنری تخصصی

espouse
[حقوق] حمایت کردن، طرفداری کردن، دفاع کردن
[حقوق] از دعوایی حمایت کردن، به نیابت از دیگری طرح دعوی کردن

معنی کلمه espouse به انگلیسی

espouse
• marry; champion a cause, support an idea or principle
• if you espouse a policy or plan, you support it; a formal word.

espouse را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی espouse
کلمه : espouse
املای فارسی : اسپوس
اشتباه تایپی : ثسحخعسث
عکس espouse : در گوگل

آیا معنی espouse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )