انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1077 100 1

evacuate

تلفظ evacuate
تلفظ evacuate به آمریکایی/ɪˈvækjəˌet/ تلفظ evacuate به انگلیسی/ɪˈvækjʊeɪt/

معنی: ترک کردن، خالی کردن، محروم کردن، تهی کردن، تخلیه مزاج کردن
معانی دیگر: (شهر و غیره را از مردم یا قشون خالی کردن) تخلیه کردن یا شدن، بیرون بردن، عقب نشستن، (محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی) تهی کردن، برکشیدن، خلا ایجاد کردن، تهیگی کردن، (تخلیه کردن فضولات بدن به ویژه سرگین) بیرون ریختن، برون ریز کردن، ریدن، دفع کردن یا شدن، برون راندن، درون زدایی کردن، شاشیدن، یله کردن

بررسی کلمه evacuate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: evacuates, evacuating, evacuated
(1) تعریف: to remove (citizens, soldiers, or the like) from a place, esp. one considered unsafe.
مترادف: clear out, remove
مشابه: desolate, dismiss, eject, evict, oust, void

- The police are evacuating residents from the flood area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پلیس ساکنان منطقه سیل‌زده را تخلیه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پلیس ساکنان منطقه سیل را تخلیه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to leave, or remove citizens, soldiers, or the like from (a place), esp. for safety.
مترادف: leave, withdraw from
مشابه: desolate, empty, purge, quit, vacate

- The area was evacuated before the attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این منطقه قبل از حمله تخلیه شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] منطقه قبل از حمله تخلیه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to discharge the contents of (one's bowel or bladder); empty.
مترادف: empty, void
مشابه: discharge, eliminate, excrete, expel, move, unload, urinate
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: evacuator (n.)
(1) تعریف: to leave a place or remove others from it, usu. because of danger.
مترادف: retire, retreat, vacate, withdraw
مشابه: depart, desert, forsake, leave

(2) تعریف: to excrete urine or feces.
مشابه: defecate, purge, shit, urinate

واژه evacuate در جمله های نمونه

1. The surrounding mountains make the city difficult to evacuate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مناطق اطراف، شهر را به سختی ترک می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوه های اطراف باعث می شود که شهر تخلیه شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Helicopters were used to evacuate people from their homes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هلیکوپترها برای تخلیه مردم از خانه‌هایشان به کار می‌رفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هلیکوپترها برای تخلیه مردم از خانه ها استفاده می شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. British and American warships are standing by to evacuate their citizens if necessary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی‌های جنگی انگلیس و آمریکا در صورت لزوم برای تخلیه شهروندان خود ایستاده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیروهای نظامی انگلیسی و آمریکایی در صورت لزوم شهروندان خود را تخلیه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They were planning to evacuate the seventy American officials still in the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها قصد داشتند هفتاد مقام آمریکایی را که هنوز در کشور بودند تخلیه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها قصد داشتند هفتاد مقام آمریکایی را که هنوز در کشور هستند تخلیه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The order was given to evacuate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستور تخلیه شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سفارش به تخلیه داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The French military is preparing to evacuate women and children of expatriate families.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتش فرانسه در حال آماده شدن برای تخلیه زنان و کودکان خانواده‌های مهاجر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش فرانسه در حال آماده شدن برای تخلیه زنان و کودکان خانواده های بیگناه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Army helicopters tried to evacuate the injured.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالگردهای ارتش سعی کردند مجروحان را تخلیه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هلیکوپتر ارتش سعی کرد مجروحین را تخلیه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Employees were urged to evacuate their offices immediately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارکنان باید فورا دفاتر خود را تخلیه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارمندان از آنها خواسته شد بلافاصله دفاترشان را تخلیه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Tell them you intend to evacuate the children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهشون بگو که میخوای بچه‌ها رو تخلیه کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به آنها بگویید که قصد دارید بچه ها را تخلیه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Officials ordered the residents to evacuate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات به ساکنان دستور تخلیه منطقه را دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات به ساکنین دستور دادند که تخلیه شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They agreed on how to evacuate the civilians from the island.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در مورد نحوه تخلیه شهروندان از این جزیره توافق کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در مورد چگونگی تخلیه غیرنظامیان جزیره توافق کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Chinook helicopters from Odiham were ready to evacuate casualties and to move troops to the forward areas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالگردهای Chinook از Odiham آماده تخلیه تلفات و انتقال نیروها به مناطق پیش رو بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هلیکوپترهای Chinook از Odiham آماده بودند تا تلفات را از بین ببرند و نیروهای خود را به مناطق رو به جلو حرکت دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The instruction to evacuate the buildings came as a complete surprise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستور تخلیه ساختمان‌ها به عنوان یک سورپرایز کامل انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستورالعمل برای تخلیه ساختمان ها به عنوان تعجب کامل به نظر می رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This would force the military to evacuate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این باعث میشه که ارتش تخلیه بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این باعث می شود که ارتش به تخلیه بپردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Feigning fatigue, we urge a baffled party to evacuate before the witching hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خستگی ناشی از خستگی، ما به یک گروه گیج نیاز داریم تا قبل از وقت جادو تخلیه کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خستگی را تحریک می کنیم، ما از یک مهمانی ناخوشایند پیش از ساعت جادوگر اجتناب می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف evacuate

ترک کردن (فعل)
leave , expatriate , defect , abnegate , relinquish , give up , pull out , disuse , desert , evacuate , give over , throw over
خالی کردن (فعل)
free , empty , hollow , purge , aspirate , unload , discharge , vent , deplete , evacuate , dump , eviscerate , vacate , disgorge
محروم کردن (فعل)
dispossess , cut off , debar , exclude , bereave , deprive , divest , evacuate , geld , foreclose , devest , disappoint
تهی کردن (فعل)
purge , deplete , exhaust , strip , evacuate , eviscerate , vacate
تخلیه مزاج کردن (فعل)
evacuate

معنی کلمه evacuate به انگلیسی

evacuate
• clear people out, remove people (from a dangerous area, war zone, etc.); leave, vacate; withdraw; discharge the contents of
• if people are evacuated from a place, they are moved out of it because it has become dangerous.
evacuate casualties
• remove the injured to a place where they can be treated
evacuate settlements
• vacate settlements, clear people out of settlements

evacuate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Merila ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/٠٢/٢٣
تخیل،تخیله
|

حسن معصومی ٠٦:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
تخلیه مکانی به خاطر بودن خطری نزدیک آن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی evacuate
کلمه : evacuate
املای فارسی : اوکوات
اشتباه تایپی : ثرشزعشفث
عکس evacuate : در گوگل


آیا معنی evacuate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )