برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1325 100 1

evaluation

/ɪˌvæljuːˈeɪʃn̩/ /ɪˌvæljʊˈeɪʃn̩/

معنی: ارزیابی، سنجش

بررسی کلمه evaluation

اسم ( noun )
(1) تعریف: a report that tells the value or quality of something.

(2) تعریف: a careful study of something in order to judge it or measure it.

- The police sent the powder found at the crime scene to a lab for evaluation.
[ترجمه ترگمان] پلیس این پودر را برای ارزیابی در صحنه جرم به آزمایشگاه فرستاد
[ترجمه گوگل] پلیس برای ارزیابی پودر کشف شده در صحنه جرم به آزمایشگاه ارسال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه evaluation در جمله های نمونه

1. a scientific as opposed to a sentimental evaluation
یک ارزیابی علمی در مقابل یک ارزیابی عاطفی

2. We've still got to carry out an evaluation of the results.
[ترجمه ترگمان]ما هنوز باید ارزیابی نتایج را انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما هنوز هم باید ارزیابی نتایج انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In their evaluation of the project, they considered only certain aspects of it.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در ارزیابی خود از این پروژه، تنها جنبه‌های خاصی از آن را در نظر گرفتند
[ترجمه گوگل]در ارزیابی پروژه، آنها فقط جنبه های خاصی از آن را در نظر گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We need to carry out a proper evaluation of the new system.
[ترجمه ترگمان]ما باید یک ارزیابی مناسب از سیستم جدید انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما باید ارزیابی مناسب سیستم جدید انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The thoroughness of the evaluation process we went through was impressive.
[ ...

مترادف evaluation

ارزیابی (اسم)
estimate , cost accounting , indiction , appraisal , evaluation , assessment , valuation , appraisement
سنجش (اسم)
comparison , consideration , deliberation , evaluation , measurement

معنی عبارات مرتبط با evaluation به فارسی

ارز یابی کارایی

معنی evaluation در دیکشنری تخصصی

evaluation
[حسابداری] ارزشیابی ، اندازه گیری
[کامپیوتر] ارزیابی . - ارزیابی - فرایند تشخیص اینکه عملکرد یک سیستم کامپیوتری جدید ، واقعاً بر اساس آن چیزی است که برای آن طراحی شده .
[برق و الکترونیک] ارزیابی
[فوتبال] ارزیابی-سنجش
[بهداشت] ارزشیابی
[صنعت] ارزیابی ، محک زدن ، سنجیدن ، بررسی کردن
[نساجی] ارزشیابی
[ریاضیات] برآورد، رفع ابهام، ارزیابی، سنجش، ارزشیابی، محاسبه، تخمین
[معدن] ارزیابی (عمومی)
[آب و خاک] ارزیابی
[سینما] نمودار ارزیابی
[زمین شناسی] نقشه ارزیابی یک نقشه چینه شناسی که نتایج تحلیل های چینه شناسی بدست آمده برای منظورهای اقتصادی را خلاصه می کند. (کرومبین و اسلوس 1963، ص484).
[ریاضیات] نگاشت ارزیابی
[ریاضیات] رفع ابهام از یک حد
[عمران و معماری] ارزشیابی طرح
[حسابداری] تکنیکهای ارزیابی
[برق و الکترونیک] درخت ارزیابی
[ریاضیات] ارزیابی کارمندان
[عمران و معماری] ارزشیابی محیطی - ارزیابی محیطی
[آب و خاک] ارزیابی پیش بینی
...

معنی کلمه evaluation به انگلیسی

evaluation
• appraisal, estimation, act of evaluating
• an evaluation is a decision about how significant or valuable something is, based on a careful study of its good and bad features.
cost evaluation
• assessment of expenses, evaluation of prices
gemological evaluation
• appraisal of the quality and rarity of precious stones
intelligence evaluation
• quantitative and qualitative test of gathered information in order to evaluate a situation
inventory evaluation
• estimation of the worth of listed articles
job evaluation
• comparison between one occupation and other occupations in order to determine the salary of workers in that field
psychiatric evaluation
• assessment of mental state, evaluation of the psychological condition
risk evaluation
• estimation of the dangers hidden in a particular activity

evaluation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
بررسی
ebi
برآورد
Sunflower
قضاوت، داوری، نظر، برداشت
عبدالخلیل قوطوری
Evaluation-En -اِووَلیویشن= ارزیابی ، سنجش ،
Evaluation-Turk- اِووُل أویشِن-أو آلو ایشن = جمع بندی اوّلیه ، پیش برآورد اولیۀ کار ( ارزیابی،سنجش)
Eval- Turk = اوّل، اوّلین، اوّلیه– uation=أویشن= جمع بندی،اجتماع،مجموع،جمع شده – ایشن=کارانجام گرفته، انجام کار
أو=اول، پیش ،جلو،و...- آلو= برآورد،گرفته شده ،کسب شده ،گیرنده
Devaluation-En = معنی: کاهش، تنزل قیمت پول
معانی دیگر:(پول) کاستن ارزش (در مقایسه با ارزهای خارجی)، ارزکاهی، پایین آوردن نرخ برابری پول، (کاهش مقدار یا میزان خلوص طلایی که به عنوان پشتوانه به کار می رود) ارزکاهی
Devaluation-Turk= دِوُل ایشن-دِوُل أویشن=جمع بندی شکست(تنزل،سقوط)،انجام کار سقوط وشکست و تنزل
Deval-Turk-دِوُل=شکست،سقوط ،تنزل – فعل دِوُل = فعل امر دِوُلمک= شکستن، خرد شدن، سقوط کردن ،تنزل یافتن –مثل: قیمت دِوُلدی = قیمت شکست(سقوط کرد، تنزل یافت)- ایشن=کارانجام گرفته، انجام کار - أویشن= جمع بندی ،اجتماع، مجموع،
ارتباط کلمات فارسی،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک-poladabady@blogfa.com
hana
تخمك گذاري
سجاد صالحی
ارزیابی؛ سنجش
Mahboob
روایی داشتن
مرتضی بزرگیان
ارزشگذاری
tinabailari
ارزیابی 🏳️🏳️
Before filing for bankruptcy, it is advisable to get an evaluation done by a bankruptcy attorney
قبل از ثبت رسمي براي ورشكستگي، معقول است كه يك ارزيابي توسط وكيل (مربوط به امور) ورشكستگي انجام شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی evaluation
کلمه : evaluation
املای فارسی : اولواتین
اشتباه تایپی : ثرشمعشفهخد
عکس evaluation : در گوگل

آیا معنی evaluation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )