انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 893 100 1

بررسی کلمه exalted

صفت ( adjective )
مشتقات: exaltedly (adv.), exaltedness (n.)
(1) تعریف: raised in rank, power, or the like; elevated.
متضاد: degraded, lowly
مشابه: high, lofty, rarefied, sublime

(2) تعریف: honored; glorified.
متضاد: degraded
مشابه: blessed, precious, proud

(3) تعریف: blissfully joyful; elated.
متضاد: depressed
مشابه: blessed, ecstatic, elated, high, rapt

واژه exalted در جمله های نمونه

1. exalted with joy, the mother hugged her lost child
ترجمه مادر فرزند گمشده‌ی خود را با قلبی سرشار از شعف درآغوش گرفت.

2. he exalted his own relatives to higher positions
ترجمه او خویشاوندان خود را به منصب‌های بالاتر رساند.

3. virulence exalted by addition of sugar to the culture
ترجمه ویشناکی که با افزودن شکر تسریع شده بود

4. those who died for god shall be exalted above all others
ترجمه آنان که در راه خدا مردند از دیگران مرتبه‌ی والاتری خواهند داشت.

5. The manager exalted many of his friends.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیر بسیاری از دوستان خود را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیر فراوان بسیاری از دوستانش را برانگیخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She was exalted to the position of president.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در مقام ریاست محترم ریاست می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به مقام رئیس جمهور احترام می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was exalted to the postion of a general manager of the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به مقام ریاست یک مدیر کل شرکت ارتقا یافته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان مدیر کل شرکت فراخوانده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She found him an exalted sinecure as a Fellow of the Library of Congress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او او را به عنوان یکی از اعضای کتابخانه کنگره، برای او شغل sinecure یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یکی از همکاران کتابخانه کنگره او را یک سینکور عالی شناخته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You're moving in very exalted circles!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما دارید در محافل عالی حرکت می‌کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما در حال گردش در محافل بسیار عالی هستید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I felt exalted and newly alive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس عالی بودن و زنده بودن کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احساس کردم بالاخره و تازه زنده ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But in death, every wally shall be exalted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در مرگ هر والی عالی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در مرگ، هر كس باید بلند شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Black-and-white pictures that are closer to exalted family snapshots than art photography open the exhibition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عکس‌های سیاه و سفید که به عکس‌های خانوادگی عالی نزدیک‌تر هستند تا عکاسی فاین آرت، این نمایشگاه را باز می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایش های سیاه و سفید که به عکس های خانوادگی پرطرفدار نزدیک تر از عکاسی هنری باز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Volcker may have had exalted credentials as a central banker, but he was not deemed politically safe enough by Ronald Reagan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Volcker ممکن است اعتبار بالایی به عنوان یک بانکدار مرکزی داشته باشد، اما از لحاظ سیاسی توسط رونالد ریگان به اندازه کافی ایمن نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ولکر ممکن است مدارک عالی را به عنوان یک بانک مرکزی تحویل داده باشد اما رونالد ریگان از نظر سیاسی به اندازه کافی امن نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The captain's love remains on this exalted plane throughout scenes of action in which idealism is not always satisfactorily integrated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عشق کاپیتان در این صفحه متعالی و در تمام صحنه‌های عمل باقی می‌ماند که در آن ایده‌آلیسم همیشه به صورت رضایت‌بخشی یکپارچه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عشق کاپیتان در طول صحنه های عمل در این هواپیما عالی است که در آن ایده آلیسم همیشه یکپارچه رضایت بخش نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف exalted

عالی (صفت)
superior , super , great , fine , top , high-toned , high , grand , brave , gallant , beautiful , splendid , exquisite , excellent , superb , capital , immense , spiffy , imperial , magnificent , nobby , supreme , outstanding , superlative , swank , elevated , lofty , famous , copacetic , top-hole , remarkable , topping , high-grade , sublime , exalted , first-rate , unrivaled , palmary , ripping , wally , whizbang , whizzbang

معنی کلمه exalted به انگلیسی

exalted
• elevated, raised up (in rank, honor, etc.); elated, euphoric, in high spirits
• an exalted person is very important; a literary word.

exalted را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی exalted

دافنه ٢١:٥١ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
Proud , great , top , exallted , high , nobby , swank , hole , wally , grade🎉
|

دافنه ٢١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
سرافرازشده
|

بهزاد ناطق ٢١:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠١
والامقام
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٢١ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
متعالي
|

پیشنهاد شما درباره معنی exalted



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exalted
کلمه : exalted
املای فارسی : اخلتد
اشتباه تایپی : ثطشمفثی
عکس exalted : در گوگل


آیا معنی exalted مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )