برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1357 100 1

exciting

/ɪkˈsaɪtɪŋ/ /ɪkˈsaɪtɪŋ/

معنی: مهیج
معانی دیگر: شورانگیز، هیجان آور، برانگیز، پرشور، انگیزان، شوراننده، انگیزگر، (مکانیک) محرکه، برانگیزنده

بررسی کلمه exciting

صفت ( adjective )
مشتقات: excitingly (adv.)
• : تعریف: causing excitement, arousal, or agitation.
متضاد: boring, dull, humdrum, insipid, restful, tame, tedious, tiring, uneventful, unexciting
مشابه: adventurous, electric, racy

- She longed for an exciting adventure in foreign places.
[ترجمه ترگمان] دلش می‌خواست ماجراجویی هیجان‌انگیز در جاه‌ای خارجی داشته باشد
[ترجمه گوگل] او برای یک ماجراجویی هیجان انگیز در مکان های خارجی مشتاق بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Skiing down the mountain at breakneck speed was terribly exciting.
[ترجمه ترگمان] اسکی روی کوه با سرعتی breakneck بسیار هیجان‌انگیز بود
[ترجمه گوگل] اسکی روی کوه در سرعت شتابزده بسیار هیجان انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه exciting در جمله های نمونه

1. an exciting period in the history on our nation
دورانی پرشور در تاریخ ملت ما

2. the exciting force
نیروی انگیزان (محرکه)

3. the novel contains exciting scenes
رمان دارای صحنه های شورانگیزی است.

4. what was the exciting cause of their quarrel?
سبب اصلی دعوای آنها چه بود؟

5. i found the book very exciting
این کتاب برای من بسیار هیجان‌انگیز بود.

6. find life an exciting business and most exciting when it is lived for others.
[ترجمه ترگمان]زندگی هیجان انگیزی و هیجان‌انگیزترین زمانی را پیدا کنید که برای دیگران زندگی می‌کنید
[ترجمه گوگل]پیدا کردن زندگی یک کسب و کار هیجان انگیز و هیجان انگیز است که آن را برای دیگران زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The film had an exciting plot.
[ترجمه ترگمان]فیلم داستان جالبی داشت
[ترجمه گوگل]این فیلم یک طرح هیجان انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The contest was too one-sided to be exciting.
...

مترادف exciting

مهیج (صفت)
stimulant , hot-blooded , agitating , exciting , breathtaking , sensational , stimulating , fiery , excitant , racy , hair-raising

معنی کلمه exciting به انگلیسی

exciting
• thrilling, stirring, provoking, causing excitement
• something that is exciting makes you feel excited.

exciting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

yeganeh
هیجانی
nikita
هیجان انگیز
نشاط آور
Zohana21
هیجان انگیز
َAbdollahi
جالب - شگفت انگیز
fatemeh
مهیج و هیجان انگیز
Ani
دارای ادرنالین بالا...
هیجاتی و پر استرس
باحال
..
sina
هیجان انگیز .تر .ترین مقایسه بین دو چیز
.
هیجان انگیز
PN
Causing strong feeling of pleasure and interest
Anita
means causing strong feelings of pleasure and interest
آراز فرشباف
هیجان انگیز
موقعیتی که با هیجان همراه باشد.
آراز فرشباف
شگفت انگیز
Amir
مهیج و هیجان
Sahar
I'm reading an exciting book
Elizabeth
برانگیزند،مثال(the vacation was exciting
Rad.Azin 🤔😉😋
پرشور-هیجان انگیز -و....
Sari
هیجان انگیز
M T
I want to be a vet because its a exciting occupation
D.s
اشاره به هیجانی بودن ان ماجرا دارد
عرفان رضایی
مهیج.هیجان انگیز
آذین
هیجانی پرشور
aryan
مهیج -جالب
aryan
مهیج عالی پرشور
Maneli
هيجان اور
sportwoman
s.th that excite us
sportwoman
هیجان انگیز
sportwoman
چیزی که هیجان انسان را برمی انگیزاند
دلارام حقیقی
شگفت انگیز
tinabailari
هیجان انگیز ، پر هیجان
I've got some very exciting news for you
برات چند تا خبر خیلی هیجان انگیز دارم 🦛🦛
Seti
I went to the park that was so exciting
💜 Amirmaghare_lover 💜
هیجان انگیز ( adj.)
Kilva_N.warrior
مهیج، شورانگیز، هیجان آور، برانگیز، پرشور، انگیزان، شوراننده، برانگیزنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exciting
کلمه : exciting
املای فارسی : اخکیتینگ
اشتباه تایپی : ثطزهفهدل
عکس exciting : در گوگل

آیا معنی exciting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )