انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 900 100 1

بررسی کلمه exotic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having a foreign origin or character.
متضاد: endemic, familiar, indigenous, native
مشابه: alien, foreign, oriental, tropical

- an exotic disease
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک بیماری عجیب و غریب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک بیماری عجیب و غریب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- exotic foods
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] غذاهای غیر بومی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] غذاهای عجیب و غریب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: strikingly or intriguingly unusual.
متضاد: commonplace, conventional, ordinary, unremarkable
مشابه: curious, extraordinary, novel, outlandish, remarkable, romantic

- an exotic theory
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک تئوری عجیب و غریب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک نظریه عجیب و غریب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: exotically (adv.), exoticism (n.), exoticness (n.)
• : تعریف: anything rare or of foreign origin.
مترادف: rarity
متضاد: endemic

واژه exotic در جمله های نمونه

1. exotic fishes
ترجمه ماهی‌های غیربومی

2. exotic plants
ترجمه گیاهان غیربومی

3. several countries' ambassadors with exotic clothes and looks
ترجمه سفیران چندین کشور با جامه‌ها و قیافه‌های عجیب و غریب

4. local customs as opposed to exotic customs
ترجمه رسوم محلی در برابر رسوم بیگانه

5. the near east and its exotic music
ترجمه مشرق زمین و موسیقی شگفت انگیز آن

6. their taste runs more to exotic foods
ترجمه سلیقه‌ی آنان به خوراک‌های عجیب و غریب گرایش بیشتری دارد.

7. they served us delicious and exotic dishes
ترجمه خوراک‌های خوشمزه و کم نظیری به ما دادند.

8. There are some exotic words in English language.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی کلمات عجیب و غریب در زبان انگلیسی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از کلمات عجیب و غریب در زبان انگلیسی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She has a partiality for exotic flowers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او علاقه‌اش به گله‌ای عجیب و غریب را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای گلهای عجیب و غریب به تنهایی علاقه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Market traders display an exotic selection of the island's produce.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجار بازار یک انتخاب عجیب از محصولات جزیره را به نمایش می‌گذارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معامله گران بازار یک انتخاب عجیب و غریب از تولید جزیره را نشان می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A smuggling racket is killing thousands of exotic birds each year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر ساله یک قاچاق قاچاق هزاران پرنده خارجی را می‌کشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک راکت قاچاق کشتن هزاران نفر از پرندگان عجیب و غریب در هر سال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He likes the bird with exotic plumage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون پرنده رو با پره‌ای رنگارنگ دوست داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پرنده را با علف های عجیب و غریب دوست دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The trade in exotic birds is barbarous and inhumane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجارت در پرندگان نادر وحشیانه و غیرانسانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجارت پرندگان عجیب و غریب وحشیانه و غیرانسانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Exotic pets are the in thing right now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر حیوانات خانگی برای حیوانات خانگی نادر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حیوانات خانگی عجیب و غریب در حال حاضر در مورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Exotic pets are the latest status symbol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حیوانات خانگی نادر نماد آخرین نماد هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حیوانات خانگی عجیب و غریب آخرین نماد وضعیت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She travels to all kinds of exotic locations all over the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به همه انواع مکان‌ها در سراسر جهان سفر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به انواع مکان های عجیب و غریب در سراسر جهان سفر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. He sent a basket of exotic fruit and a card.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سبد میوه و یک کارت برایش فرستاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک سبد از میوه های عجیب و غریب و یک کارت ارسال کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Did you go anywhere exotic on vacation this year?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امسال تو تعطیلات عجیب و غریب رفتی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا در سال جاری هر جا عجیب و غریب در تعطیلات بودی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف exotic

بیگانه (صفت)
alien , foreign , strange , exotic , unfamiliar , oversea , only , barbarous , barbarian , peregrine
خارجی (صفت)
alien , out , outside , foreign , strange , exotic , oversea , external , outer , exterior , peripheral , extrinsic , extern , extraneous
عجیب و غریب (صفت)
quizzical , exotic , odd , freakish , rum , peculiar , queer , outlandish , oddball , rococo , screwy , unearthly

معنی عبارات مرتبط با exotic به فارسی

رقاص شکم، رقاص عربی، رقاص لخت شو
گربه ی موکوتاه

معنی exotic در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] غیربومی، بیگانه (بوم شناسی): به زیستمندی گویند که از ناحیه ای که بطور طبیعی در آن رشد می کرده وارد محیط جدیدی شده است. متضاد: بومی، محلی.
[خاک شناسی] غیر بومی
[زمین شناسی] قطعه بیگانه یک توده از سنگ که در مجموعه بیگانه ای نسبت به توده ای که در آن تشکیل شده قرار می گیرد. (برک لند و همکاران. 1972).
[زمین شناسی] لیمونیت بیگانه لیمونیتی که در سنگی ته نشین می شود که سابقاً حاوی هیچ نوع سولفید آهن دار نبوده است. مقایسه شود با لیمونیت برجا یا محلی.
[زمین شناسی] رود بیگانه رودی که بیشتر آب خود را از یک سیستم زهکشی در ناحیه دیگری بدست می آورد. مثلاً: رودی که سرچشمه اش در یک ناحیه مرطوب یا خوش آب و هوا است ولی در طول یک بیابان (قبل از رسیدن به دریا) جریان دارد. مانند: رود نیل. مقایسه شود با: رود بومی.
[زمین شناسی] سرزمین بیگانه سرزمینی که دستخوش حرکت قابل توجهی نسبت به کراتون پایداری که به آن پیوسته ، گردیده است. (مک ویلیامز و هول 1982)

معنی کلمه exotic به انگلیسی

exotic
• foreign; unusual, out of the ordinary
• something that is exotic is unusual and interesting because it comes from or is related to a distant country.

exotic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی exotic

حسین توکلی زانیانی ٠٩:٥٥ - ١٣٩٦/٠٢/٠٥
غیر بومی
|

حسین توکلی زانیانی ٠٩:٥٨ - ١٣٩٦/٠٢/٠٥
بیگانه
|

محمد مظهری ٠١:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٠
نا شناخته
|

Yazdan ١٨:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٤
غیر معمول
|

ebitaheri@gmail.com ١٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
ناآشنا

نابومی
|

پیشنهاد شما درباره معنی exotic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی exotic
کلمه : exotic
املای فارسی : اختیک
اشتباه تایپی : ثطخفهز
عکس exotic : در گوگل


آیا معنی exotic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )