انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 893 100 1

بررسی کلمه expanse

اسم ( noun )
(1) تعریف: a wide and open area, as of landscape; that which is of wide extent.
مشابه: reach, region, sheet, spread, stretch, tract

(2) تعریف: degree or amount of expansion.
مشابه: extent, measure

واژه expanse در جمله های نمونه

1. the broad expanse of the sea
ترجمه گستره‌ی پهناور دریا

2. western australia is a huge expanse
ترجمه استرالیای غربی عبارت است از یک دشت عظیم

3. She gazed at the immense expanse of the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به گستره عظیم دریا خیره شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در فضای گسترده ای از دریا نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We have a vast expanse of cultivated land.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما پهنه وسیعی از زمین‌های کشاورزی داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما دارای وسعت گسترده ای از زمین های کشت شده هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The snowstorm swept the vast expanse of grassland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برف، گستره وسیع چمن‌زار را فرا گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برف زدگی گستره وسیعی از علفزارها را در بر گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There was a vast expanse of utterly empty sky to look at.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پهنه وسیعی از آسمان خالی بود که به آن نگاه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فضای گسترده ای از آسمان کاملا خالی به نظر می رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The moon's flame brightened the vast expanse of grassland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شعله ماه، گستره وسیع چمن‌زار را روشن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شعله ماه، گستره وسیعی از علفزار را روشن کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A vast expanse of rice fields was laid out before us.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پهنه وسیعی از مزارع برنج در مقابل ما قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گستردگی گسترده ای از زمینه های برنج پیش از ما گذاشته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Ahead lay a vast expanse of wheat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش روی دشت وسیعی از گندم قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش از آن گستره وسیعی از گندم را به وجود آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She overlooked the vast expanse from the tower.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به گستره وسیع برج مشرف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از محوطه گسترده ای از برج نادیده گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This will give the curtains a larger expanse and create a striking splash of colour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این به پرده یک گستره بزرگ‌تر خواهد داد و یک رنگ قابل‌توجه از رنگ را ایجاد خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این باعث می شود پرده های بزرگتر و ایجاد یک چلنج قابل توجه رنگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. All that remained on the barren expanse was a deafening silence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها چیزی که در آن پهنه بی‌حاصل مانده بود سکوت کر کننده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیزهایی که در محدوده باروری باقی مانده بود سکوت ناامید کننده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Beyond this channel the great main expanse of the lake towards the east opens out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ورای این کانال، گستره عظیم دریاچه به سمت شرق باز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فراتر از این کانال، محوطه اصلی دریاچه به سمت شرق باز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In summer it is a huge expanse of grain-growing land.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تابستان، گستره عظیمی از زمین در حال رشد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تابستان، گستردگی بزرگی از زمین های رشد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف expanse

وسعت (اسم)
tract , limit , extent , spread , space , ambit , scope , gamut , vastness , expanse , width , latitude , tether , purview
فضا داری (اسم)
amplitude , expanse
پهنا (اسم)
expanse , width , breadth
گسترش (اسم)
extension , spread , propagation , expanse , deploy , deployment
بسط و توسعه (اسم)
expanse
فضای زیاد (اسم)
expanse

معنی expanse در دیکشنری تخصصی

expanse
[عمران و معماری] پهنا - وسعت

معنی کلمه expanse به انگلیسی

expanse
• extent, open space, area
• an expanse of sea, sky, or land is a very large area of it; a literary word.

expanse را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی expanse

ebitaheri@gmail.com ١٤:٢٣ - ١٣٩٦/٠٨/١٩
پهنه
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣
فضای گسترده ، فضای پهناور
|

پیشنهاد شما درباره معنی expanse



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expanse
کلمه : expanse
املای فارسی : اخپنس
اشتباه تایپی : ثطحشدسث
عکس expanse : در گوگل


آیا معنی expanse مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )