برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

expendable


معنی: مصرف پذیر، قابل خرج
معانی دیگر: خرج کردنی، کاربرد پذیر، از دست دادنی، صرف نظر کردنی، فدا کردنی

بررسی کلمه expendable

صفت ( adjective )
(1) تعریف: subject to being disposed or consumed.

(2) تعریف: not able to be used, kept, or maintained; not useful.

(3) تعریف: considered able to be replaced, given up, or sacrificed.
متضاد: essential, indispensable

- The general considered soldiers expendable, and he was willing to take great risks to achieve his aims.
[ترجمه ترگمان] ژنرال در نظر داشت که سربازان را از کار برکنار کند، و او حاضر بود خطرات بزرگی را برای رسیدن به اهداف خود بپذیرد
[ترجمه گوگل] سربازان به طور کلی سربازان را در نظر گرفتند و می خواستند به اهداف خود برسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: expendability (n.)
• : تعریف: (often pl.) a person or thing considered replaceable or subject to being discarded.

واژه expendable در جمله های نمونه

1. the country's forests are not expendable at all
جنگل‌های کشور به هیچ وجه فدا کردنی نیستند.

2. In the Great War soldiers were considered expendable.
[ترجمه امیرحسین واحدی] در جنگ عظیم ، سربازان مضطرب (ترسو) بی خاصیت (بی مصرف) هستند.
|
[ترجمه آرزو] اینگونه لحاظ شده بود که سربازان در جنگ بزرگ به کار گرفته شوند
|
[ترجمه مجید وحید] در آن جنگ عظیم، سربازان به عنوان قربانی لحاظ شده بودند.
|
[ترجمه امین] در جنگ بزرگ(جنگ جهانی اول)،جان سربازان بی‌ارزش قلمداد می‌شد.|
[ترجمه ترگمان]در جنگ بزرگ، سربازان در نظر گرفته می‌شدند
[ترجمه گوگل ...

مترادف expendable

مصرف پذیر (صفت)
expendable
قابل خرج (صفت)
expendable

معنی expendable در دیکشنری تخصصی

expendable
[ریاضیات] قابل صرفنظر کردن

معنی کلمه expendable به انگلیسی

expendable
• can be expended; not worth keeping, can be consumed or used up; can be sacrificed
• someone or something that is expendable is no longer needed and can be got rid of; a formal word.
non expendable
• cannot be used up, is never completely consumed

expendable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sajedeh
بی مصرف
شادي
ناديده گرفتني
مسعود
فداکار
لیلی موسوی
به درد نخور (دیکشنری هزاره)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expendable
کلمه : expendable
املای فارسی : اکسپندبل
اشتباه تایپی : ثطحثدیشذمث
عکس expendable : در گوگل

آیا معنی expendable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )