انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1066 100 1

experimental

تلفظ experimental
تلفظ experimental به آمریکایی تلفظ experimental به انگلیسی

معنی: تجربی، ازمایشی
معانی دیگر: آزمایشی، آزمونی، به منظور امتحان کردن چیزی، امتحانی، آروینی، آزمونگرانه

بررسی کلمه experimental

صفت ( adjective )
مشتقات: experimentally (adv.)
(1) تعریف: of or related to a test, trial, or experiment.
مشابه: trial

- the fields of experimental and clinical medicine
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زمینه‌های پزشکی بالینی و بالینی را
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] زمینه های پزشکی تجربی و بالینی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: of the nature or character of an experiment.
مشابه: avant-garde

- an experimental airplane
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک هواپیمای آزمایشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک هواپیما آزمایشی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه experimental در جمله های نمونه

1. experimental sciences
ترجمه علوم تجربی

2. an experimental project
ترجمه پروژه‌ی آزمایشی (نمونه)

3. an experimental school
ترجمه مدرسه‌ی آزمایشی

4. the emission of experimental signals toward nearby stars
ترجمه ارسال علایم آزمایشی به سوی ستاره‌های نزدیک

5. The equipment is still at the experimental stage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجهیزات هنوز در مرحله آزمایشی قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجهیزات هنوز در مرحله آزمایشی قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The experimental farm is near the waterpower station.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مزرعه آزمایشی نزدیک ایستگاه waterpower است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مزرعه آزمایشی نزدیک ایستگاه آبزی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The experimental plot was'parceled out to the students.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نقشه تجربی برای دانشجویان طراحی شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح آزمایشی به دانش آموزان منتقل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The technique is experimental, but the list of its practitioners is growing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این روش تجربی است، اما فهرست افراد حرفه‌ای آن در حال افزایش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تکنیک تجربی است، اما لیست تمرینکنندگان آن در حال رشد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The technique is still at the experimental stage. It hasn't been fully developed yet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تکنیک هنوز در مرحله تجربی است هنوز به طور کامل توسعه نیافته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تکنیک هنوز در مرحله آزمایشی است هنوز کامل نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This trip will be only experimental.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سفر تنها آزمایشی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سفر تنها تجربی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The samples are heated under experimental conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمونه‌ها تحت شرایط آزمایشگاهی گرم می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمونه ها تحت شرایط آزمایشگاهی گرم می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The experimental car certainly stole the limelight at the motor show.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین آزمایشی به طور حتم توجه را به نمایش موتور جلب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خودروی آزمایشی قطعا در نمایش موتور نمایشگر را دزدیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Her poems are modishly experimental in style and recondite in subject-matter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شعرهای او به سبک و recondite در موضوع مورد بحث قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اشعار او به لحاظ تجربی در سبک و تجربیات موضوعی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A lot of experimental theatre is too way-out for me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از تئاتر تجربی برای من خیلی تنگ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از تئاتر تجربی برای من بسیار راه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Previously, MacGregor used experimental methods to analyse the stresses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبلا، MacGregor از روش‌های تجربی برای آنالیز تنش‌ها استفاده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش از این، MacGregor از روش های تجربی برای تجزیه و تحلیل تنش ها استفاده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف experimental

تجربی (صفت)
empiric , experimental , empirical , experiential , tentative
ازمایشی (صفت)
pilot , empiric , experimental , empirical , tentative , testable , probative , probatory

معنی experimental در دیکشنری تخصصی

experimental
[شیمی] تجربی ، آزمایشی ، آزمونی ، به منظور امتحان کردن چیزى ، امتحانی ، آروینی ، آزمونگرانه ، خطای آزمایش
[برق و الکترونیک] تجربی
[نساجی] تجربی - آزمایشی
[ریاضیات] آزمایش، تجربه ای، تجربی، آزمایشی
[پلیمر] تجربی، آزمایشگاهی، بخش تجربی
[آمار] آزمایشی
[ریاضیات] تحیل آزمایش
[آمار] تحلیل آزمایش
[عمران و معماری] حوضه آزمایش
[برق و الکترونیک] مدار تجربی
[ریاضیات] شرایط آزمایشی
[ریاضیات] داده های تجربی، داده های آزمایشی
[ریاضیات] طرح آزمایشی
[آمار] طرح آزمایشی
[برق و الکترونیک] خطای تجربی
[آمار] خطای آزمایش
[ریاضیات] مدرک آزمایشی
[سینما] فیلم تجربی
[ریاضیات] گروه آزمایشی

معنی کلمه experimental به انگلیسی

experimental
• of or pertaining to an experiment, empirical, speculative, exploratory
• something that is experimental uses new ideas or methods to see how they work.
• experimental also means relating to scientific experiments.
experimental drug
• new form of medication still in the testing stage
experimental flight
• pre-flight to test an airplane
experimental psychology
• psychology that is based on experience

experimental را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سید حسین آل طه ١١:١٦ - ١٣٩٦/١٢/٠٣
تجربی
آزمایشگاهی
آزمایشی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی experimental
کلمه : experimental
املای فارسی : اکسپریمنتال
اشتباه تایپی : ثطحثقهئثدفشم
عکس experimental : در گوگل


آیا معنی experimental مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )