برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

extension

/ɪkˈsten.tʃən/ /ɪkˈsten.tʃən/

معنی: مد، اضافی، بسط، توسعه، کشش، تمدید، گسترش، تعمیم، توسیع، تلفن فرعی
معانی دیگر: (ساختمان) ضمیمه، انبساط، کشیدگی، درازنی، درازش، رسانش، ترویج، (تلفن) خط فرعی، خط داخلی، (آموزش) غیر تمام وقت، (دوره ی) شبانه، (چیزی که به ابزار وصل می شود تا آن را درازتر یا بلندتر و غیره بکند) درازگر، رابط، بازشو، پهنگر، بخش الحاقی، (بازرگانی) کل قیمت، بهای کل (حاصل ضرب تعداد یا مقدار بر بهای هر واحد)، (پزشکی) کشش، اکستانسیون، بازکردن (مثلا انگشتان)، بازکشی، (فیزیک) حجم، بعد، گنج، ستبرا، (منطق) مصداق، شمول، (ریاضی) یازش، استنش، الحاقی

بررسی کلمه extension

اسم ( noun )
مشتقات: extensional (adj.), extensionality (n.)
(1) تعریف: the act of extending or state of being extended.
مترادف: continuation, enlargement, expansion, prolongation
متضاد: abbreviation, contraction
مشابه: appendage, appendix, grace, reach, spread, stretch

(2) تعریف: something by which another thing is extended, such as an addition to a building or an additional part to a tool.
مترادف: addendum, addition, annex, continuation, ell
مشابه: accessory, add-on, adjunct, appendage, appendix, branch, extra, limb, part, piece, supplement

(3) تعریف: an additional telephone line connected to the main line.

(4) تعریف: the position of a fully straightened leg or arm.
متضاد: flexion
مشابه: stretch

(5) تعریف: ability to reach, esp. with the legs or arms.
مترادف: reach
مشابه: stretch

(6) تعریف: the property of having dimension in space.
مشابه: breadth, depth, dimension, height, length, space, volume, width

واژه extension در جمله های نمونه

1. extension spring
فنر کششی (یا آویخته)

2. an extension ladder
نردبان تاشو

3. the extension of a contract
تمدید قرارداد

4. the extension of a house requires a permit from the city hall
توسعه‌ی یک خانه مستلزم کسب اجازه از شهرداری است.

5. the extension of electricity to the remotest parts of the country
رسانش برق به اقصی نقاط کشور

6. an extension cord (or wire)
سیم رابط

7. an extension ladder
نردبان کشویی

8. the new extension to the hospital
ضمیمه‌ی جدید بیمارستان

9. the university's extension courses are open to all
کلاس‌های آزاد دانشگاه به روی همگان باز است.

10. the war's extension to north africa
گسترش جنگ به شمال افریقا

11. she requested an extension of her visa
درخواست کرد که ویزای او را تمدید کنند.

12. they demanded an extension of democratic rights to all the citizens regardless of sex, race, or religion
آنان خواهان آن بودند که همه‌ی شهروندان صرفنظر از جنسیت،نژاد و ...

مترادف extension

مد (اسم)
extent , accent , ebb , flow , length , extension , flux , flowage
اضافی (اسم)
extension , surplusage , overflow
بسط (اسم)
amplification , extension , development , expansion , stretch , auxesis , outspread , outstretch
توسعه (اسم)
amplification , increase , enlargement , extension , development , increment , expansion , outreach , outspread
کشش (اسم)
attraction , tract , reach , extension , tension , tug , magnetism , draw , haul , gravitation , traction , pull , strain , twitch , inducement , haulage , towage , twitch grass
تمدید (اسم)
extension , continuation , revival , holdover , prorogation , protraction
گسترش (اسم)
extension , spread , propagation , expanse , deploy , deployment
تعمیم (اسم)
extension , distribution , generalization , popularization
توسیع (اسم)
extension
تلفن فرعی (اسم)
extension

معنی عبارات مرتبط با extension به فارسی

تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند

معنی extension در دیکشنری تخصصی

extension
[عمران و معماری] اضافه طول - انبساط
[کامپیوتر] پسوند توسعه . - توسعه - 1. برنامه ای در مک اینتاش که توانایی سیستم عامل را افزایش می دهد. این برنامه ها هنگام راه اندازی کامپیوتر در حافظه بار می شوند. نمونه های چنین برنامه هایی ، Appleshare و Quick Time هستند. سایر برنامه های توسعه ، سیستم عامل را برای چاپگر خاصی آماده می کنند. 2- در MS-DOS و سیستمهای عمل مشابه ، قسمتی از نام فایل که پس از نقطه ( 0) می آید ، مثلاً فایل prog1.bas دارای پسوند bas. است . این پسوند می تواند بیانگر نوع فایل باشد ، اگر چه ضرورتاً چنین نیست ، و نیرز میتواند هر کاراکتر مجاز دیگری باشد . البته برخی از نرم افزارها نسبت به پسوند فایلها حساس اند ، از این رو باید مراق آنها بود . بعضی از پسوند های فایل نیز معنای استانداردی دارند، مثلاً exe و bat به ترتیب بیانگر فایل اجرایی و دسته ای هستند.
[مهندسی گاز] توسعه ، کشش
[بهداشت] کشش
[حقوق] تمدید، تعمیم، قسمت الحاقی، بسط
[نساجی] کشش - درصد کشیدگی
[ریاضیات] بسط، تعمیم، عمومیت، توسیع، توسعه، امتداد، گسترش، توسیع، تمدید، توسعه ی لفظ، بسط، توسعه، انبساط، کشیدگی، دنباله، کشش، قسمت الحاقی
[آمار] توسیع
[زمین شناسی] کشش ، گسترش ، طویل شدگی (رودها) طویل شدگی یک رود توسط فرسایش سرچشمه و افزایش ریزابه ها، یا بوسیله پس روی دریا یا بالاآمدگی نواحی ساحلی. در زمین شناسی ساختمانی :الف) واژه ای است مربوط به مبحث کرنش که افزایش طول را نشان می دهد. مقایسه شود tension ب)معیاری از تغییر طول یک خط، نسبت تغییر طول به طول اولیه .تعیین نسبت تغییرات طول به طول اصلی .
[سینما] گویا
[سینما] گویایی
[برق و الکترونیک] کد توسعه
...

معنی کلمه extension به انگلیسی

extension
• expansion; branch of a telephone network; supplement, elongation; reprieve; group of letters (in dos - 3 letters) which indicates the file type and is separated from the filename by a period (computers)
• an extension is a new room or building which is added to an existing building.
• an extension is also an extra period of time for which something continues to exist or be valid.
• the extension of something is its development to include or affect more things.
• a telephone extension is one of several telephones connected to the switchboard of an organization, each with its own number.
extension cord
• lengthening cord, cable that lengthens
extension course
• supplementary class, advanced study course
extension line
• telephone line in addition to the main line
extension of remand
• lengthening of detention, prolongation of imprisonment
extension of validity
• prolongation of the period of legal force or soundness
aiff extension
• extension used to identify a certain type of sound file
arj extension
• extension given to compressed files created by the program arj
asm extension
• extension which indicates a source code file in the assembly programming language
bak extension
• extension for backup files
bas extension
• extension for a file in the basic programming language
bat extension
• extension for a batch file
bmp extension
• extensi ...

extension را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Z.H.
وسعت
Z.H.
گستره
محمدرضا قلیچ خانی
رابط-اکستنشن
غزال
(نرم‌افزار) افزونه
(پلاگین: افزایه)
(اکستنشن: افزونه)
فیض
بخش اضافی
Faraz
امتداد - ادامه
لیلا
بازشدن
sara
intended to support students' learning by making them try different or more difficult things in addition to their basic work
for example :
The book includes lesson plans and extension activities
هادی
تمدید ،مهلت
کاربر آبادیس
کامپیوتر: پسوند ( قسمتی از نام فایل که پس از نقطه می آید)
سیما
خط تلفن فرعی
محمدرضا قریشی
(در معنی مربوط به دوره های آموزشی دانشگاه ها) آموزش از راه دور
Aylin
فرصت یا مهلت (برای جبران )
Parsa
بخش اضافه شده به چیزی
Amila
انبساط،تمدید
محمد جواد علیزاده
(کامپیوتر و IT):
file extension (پسوند فایل)
Rosita
گستره، توسعه، و تلفن‌های داخلی
م
انشعاب
علی اصغر سلحشور
ضمیمه، پیوست
Sara_kavoosi
The brain is traditionally divided into three parts, the hindbrain, the midbrain,and the forebrain.
The hindbrain or brain stem consists of three parts. The first is the medulla, which is actually an extension of the spinal cord into the skull.
امتداد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی extension
کلمه : extension
املای فارسی : اتنسین
اشتباه تایپی : ثطفثدسهخد
عکس extension : در گوگل

آیا معنی extension مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )