برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1325 100 1

extravagant


معنی: غریب، عجیب، گزاف، غیر معقول، گزافگر
معانی دیگر: افراطی، بیشرو، فزون رو، فزونکار، گزافکار، افراط آمیز، پر تجمل، گزافکارانه، هرزگسار(انه)، عاری از تکلف، جلف و پر زرق و برق، مسرف، اسراف آمیز، مسرفانه، باد دست، ولخرج، پر ریخت و پاش، (به طور نامعقول) گران، (در اصل) وابسته به تجاوز یا از حد گذری، وابسته به ولگردی، مفرط

بررسی کلمه extravagant

صفت ( adjective )
مشتقات: extravagantly (adv.), extravagantness (n.)
(1) تعریف: spending excessively or imprudently, or characterized by such spending.
مترادف: prodigal, profligate, spendthrift
متضاد: economical, frugal, thrifty
مشابه: improvident, lavish, unthrifty, wasteful

- They were an extravagant couple who enjoyed throwing lavish parties.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها یک زوج فوق‌العاده بودند که از انداختن مهمانی‌های پر زرق و برق لذت می‌بردند
[ترجمه گوگل] آنها یک زن و شوهر عجیب و غریب بودند که لذت بردن از برگزاری احزاب شوم بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- My parents think I'm extravagant with my money.
[ترجمه Arefeh] پدرومادرم فکر میکنند من ولخرجم
|
[ترجمه ترگمان] پدر و مادرم فکر می‌کنند من extravagant
[ترجمه گوگل] پدر و مادرم فکر می کنند من با پول من عجله دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His extravagant lifestyle came ...

واژه extravagant در جمله های نمونه

1. extravagant demands
خواسته‌های افراط آمیز (بیش از حد)

2. extravagant designs
طرح‌های پر زرق و برق و پیچیده

3. extravagant prices
قیمت‌های گزاف

4. the extravagant use of the country's natural resources
مصرف بی‌رویه‌ی منابع طبیعی کشور

5. his children became extravagant and squandered his wealth
فرزندانش ولخرج شدند و ثروت او را برباد دادند.

6. Waste of time is the most extravagant and costly of all expenses.
[ترجمه ترگمان]هدر دادن زمان the و گزاف همه هزینه‌ها است
[ترجمه گوگل]از دست دادن زمان، صرف هزینه ترین و پر هزینه ترین هزینه ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Would it would be too extravagant to buy both?
[ترجمه ترگمان]آیا برای خریدن هر دو چیز زائد بود؟
[ترجمه گوگل]آیا برای هر دو خرید بیش از حد عجیب است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Residents were warned not to be extravagant with water, in view of the low rainfall this year.
...

مترادف extravagant

غریب (صفت)
alien , poor , unusual , uncommon , eccentric , homeless , strange , whimsical , weird , extravagant , rare , singular , immigrant
عجیب (صفت)
eccentric , astounding , marvelous , funny , strange , extravagant , amazing , wonderful , odd , astonishing , rum , unco , queerish , rummy
گزاف (صفت)
steep , high , extravagant , stupendous , immense , tall , bombastic , exorbitant , costly , extortionate , high-flown , unconscionable
غیر معقول (صفت)
unreasonable , extravagant , inconsequent , inconsecutive
گزافگر (صفت)
extravagant

معنی کلمه extravagant به انگلیسی

extravagant
• lavish, profligate; costly; excessive
• an extravagant person spends more money than they can afford or uses more of something than is reasonable.
• something that is extravagant costs more money than you can afford or uses more of something than is reasonable.
• extravagant behaviour is exaggerated and is done to create a particular effect; a formal use.
• extravagant ideas or claims are unrealistic and impractical; a formal use.
• extravagant entertainments or designs are elaborate and impressive.

extravagant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hamid
عجیب و غریب
عادل قیداغ
پر هزینه
ولخرجی
Tataloo
سخاوتمند،منظور داشتن،معنی دادن
مهدی باقری
برای سخاوت مندی میتونید از generous استفاده کنید، این کلمه مفهوم منفی داره.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی extravagant
کلمه : extravagant
املای فارسی : اختروگنت
اشتباه تایپی : ثطفقشرشلشدف
عکس extravagant : در گوگل

آیا معنی extravagant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )