برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1289 100 1

FREQUENCY

/ˈfriːkwənsi/ /ˈfriːkwənsi/

معنی: تناوب، تکرار، فرکانس، بسامد
معانی دیگر: مکرر بودن، چند بارگی، روی دادن به طور مکرر، بس رخداد، وفور، کثرت، (ریاضی - آمار) فراوانی، تواتر، (فیزیک) بسامد، نوسان، (تعداد دفعاتی که چیزی در زمان معینی اتفاق می افتد) بس رخداد، دم به دمی بسامد، (رادیو) موج (frequence هم می گویند)

بررسی کلمه FREQUENCY

اسم ( noun )
حالات: frequencies
(1) تعریف: the fact of happening often or being frequent.

- They went to church with great frequency when she was a child.
[ترجمه تبتتف] وقتی بچه بود به کلیسا رفتند
|
[ترجمه فراز] آنها وقتی که او یک بچه بود مکررا به کلیسا می رفتند
|
[ترجمه ترگمان] وقتی بچه بود با فرکانس عالی به کلیسا می‌رفتند
[ترجمه گوگل] وقتی بچه بود، به کلیسا رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the rate of occurrence of something.

- The frequency of these strange events is increasing.
[ترجمه ترگمان] فراوانی این وقایع عجیب رو به افزایش است
[ترجمه گوگل] فراوانی این رویدادهای عجیب و غریب افزایش می یابد
[ترجمه شما] ...

واژه FREQUENCY در جمله های نمونه

1. frequency curve
منحنی فراوانی

2. frequency diagram
نمودار فراوانی

3. frequency meter
بسامد سنج

4. flicker frequency
بسامد چشمک

5. heterodyne frequency
بسامد دگرآمیز

6. high frequency waves
امواج پر بسامد

7. the frequency of divorce amongst the lower classes
کثرت طلاق بین طبقات پایین تر

8. angular frequency
بسامد زاویه‌ای

9. high (or low) frequency waves
امواج پر (یا کم) بسامد

10. earthquakes appear to be increasing in frequency
ظاهرا تعداد زلزله‌ها رو به تزاید است.

11. advertising must be paced so that its frequency increases as we get closer to norooz
تبلیغ باید طوری تنظیم شود که هر چه به نوروز نزدیک‌تر می‌شویم بسامد آن بیشتر شود.

12. This radio signal has a frequency of 800000 cycles per second.
[ترجمه ترگمان]این سیگنال رادیویی دارای فرکانسی از چرخه‌های قاعدگی در ثانیه است
[ترجمه گوگل]این سیگنال رادیویی دارای فرکانس 800 ...

مترادف FREQUENCY

تناوب (اسم)
shift , alternation , frequency , periodicity , intermittence , frequence , frequentation
تکرار (اسم)
practice , rehearsal , replication , reiteration , frequency , frequence , renewal , repeat , duplication , repetition , iteration , frequentation , iterance , tautology , recapitulation , reduplication , reuse
فرکانس (اسم)
frequency , frequence , modulation
بسامد (اسم)
frequency , frequence

معنی عبارات مرتبط با FREQUENCY به فارسی

تحلیل بسامدی
باند بسامد
شمار بسامد
(جدولی که در آن رویدادها یا چیزهای مختلف دسته بندی شده بسامد هریک تعیین می شود) جدول بسامد نما، گستره ی بسامد
بسامد زا
تعدیل تناوب یا بسامد موج حامل
(امواج رادیویی - تغییرات بسامد موج حامل که با چگونگی پیام ارسالی تناسب دارد) تحمیل بسامدی، وهیرش بسامد، تلفیق بسامدی
واکنش بسامدی
بسامد زاویه ای
بسامدهای صوتی یا برقی شنودپذیر (بین 20 و 20000 هرتز)، بسامد سمعی
بسامد زمان سنجی
بسامد قطع
(الکترونیک) فرکانس قطع، بسامد برینش
...

معنی FREQUENCY در دیکشنری تخصصی

frequency
[علوم دامی] فرکانس ، بسامد
[شیمی] بسامد ، فرکانس ، فراوانی
[سینما] بسامد - تعداد ارتعاشات در ثانیه - تناوب انتشار - فرکانس
[عمران و معماری] فرکانس - بسامد - تواتر - فراوانی - تکرر
[کامپیوتر] فرکانس ؛ بسامد
[برق و الکترونیک] فرکانس - بسامد تعداد چرخه های کامل در واحد زمان برای یک کمیت دوره ای نظیر جریان تناوب ، امواج صدا ، یا امواج رادیویی . بسماد یک چرخه در ثانیه معادل با یک هرتز ( 1 هرتز ) است. سایر واحدهای بسامد عبارت اند از کیلومتر هرتز ( KHZ ) ، مگاهرتز(MHZ)، گیگاهرتز ( GHZ) ، تراهرتز( THZ)، بسامد بر حسب مگاهرتز برابر است با 300 تقسیم بر طول موج بر حسب متر .
[مهندسی گاز] تکرار ، تناوب ، فرکانس
[زمین شناسی] تواتر ، بسامد ، فراوانی
[بهداشت] فراوانی - بسامد
[صنعت] بسامد ، فرکانس ، فراوانی
[ریاضیات] فرکانس
[پلیمر] بسامد، فرکانس
[آمار] فراوانی
[برق و الکترونیک] چالاکی بسامدی توانایی جابجایی سریع و پیوسته ی بسامد یک فرستنده ی رادار برای اهدافی نظیر جلوگیری ا اختلال توسط دشمن ، کاهش تداخل متقابل با منافع خودی ، بهبود پژواکهایی که از هدف می آید ، با ایجاد الگوهای مورد نیاز تابشی برای جنگهای الکترونیک.
[برق و الکترونیک] تخصیص بسامد اختصاص بسامدهای موجود در طیف رادیویی به ایستگاههای خاص برای اهداف خاص ،و به منظور بیشترین استفاده از بسامدها وبا کمترین تداخل بین ایستگاهها . در ایالات متحده تخصیص بسامدها توسط کمسیون ارتباطات فدرال انجام می گیرد.
[عمران و معماری] تحلیل فراوانی
[برق و الکترونیک] تحلیل فرکانسی
[برق و الکترونیک] استانداردهای زمان بندی و تنظیم فرکانس
...

معنی کلمه FREQUENCY به انگلیسی

frequency
• quality of occurring frequently or regularly; rate at which a function reoccurs; number of occurrences within a given period of time; number of wave cycles within a given period of time (i.e. the frequency of a radio wave)
• the frequency of an event is the number of times it happens.
• the frequency of a sound or radio wave is the number of times it vibrates within a specified period of time; a technical use in physics.
frequency control
• mechanism which regulates frequency
frequency converter
• device which changes the frequency of transmitting waves
frequency divider
• device which splits frequencies (radio, etc.)
frequency modulation
• alteration of the frequency of transmitting waves to reduce static in the transmitted sound or image
frequency range
• span of frequencies
frequency selector
• switch which enables one to choose one of a number of available frequencies
audio frequency
• frequency which can be heard by the human ear
dual tone multi frequency
• allocation of a unique tone to each button on an appliance (made up of two frequencies - high and low) that allows a computer to recognize the tone (dtmf)
extremely low frequency
• emission of low-frequency electromagnetic radiation from electrical appliances
high frequency
• range of radio frequencies between 3 and 30 megahertz
horizontal frequency
• number of horizontal lines which a particular screen can display in one second ...

FREQUENCY را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شاهین حسینی راد
پراکندگی
شهین مینایی
تخصصی در ورزش = توالی
آزیتا مهری
فراوانی
تکرر
فزایش
عبدالحسین
Adverbs of frequency
قید های تکرار (مثل always)
Eli
فراوانی،پیامد،بیان
😍😘e.y😘😍
Happening often and many times
بی نام
the number of time that something happens

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی frequency
کلمه : frequency
املای فارسی : فرکانس
اشتباه تایپی : بقثضعثدزغ
عکس frequency : در گوگل

آیا معنی FREQUENCY مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )