برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1283 100 1

Fall apart

/fɔl əˈpɑrt/ /fɔːl əˈpɑːt/

فروریختن، به هم خوردن

بررسی کلمه Fall apart

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to break into pieces.

- The cheap toy fell apart after two days.
[ترجمه منا جهانبخشی] اون اسباب بازی ارزون بعد از دو روز تیکه تیکه شد.
|
[ترجمه A.A] اون اسباب بازی ارزان پس از دو روز داغون شد
|
[ترجمه سام] اون اسب باب بازی ارزون بعد از دو روز خراب شد
|
[ترجمه مرتضی] آن اسباب بازی ارزان پس از دو روز از هم پاشید|
[ترجمه ترگمان] پس از دو روز اسباب‌بازی ارزان‌قیمت از هم پاشید
[ترجمه گوگل] اسباب بازی ارزان پس از دو روز افتاد
...

واژه Fall apart در جمله های نمونه

1. Sometimes things have to fall apart to make way for better things.
[ترجمه A.A] بعضی وقتها چیزهایی باید متلاشی بشن تا چیزهای بهتری ساخته بشه
|
[ترجمه محمد م] بعضی وقت ها چیزهایی باید از هم پاشیده شوند تا راهی برای چیزهای بهتر ایجاد کنند .
|
[ترجمه هدیه] گاهی اوقات باید چیزایی رو کنار گذاشت تا راه برای چیزهای بهتر باز بشه.
|
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت‌ها چیزها باید از هم جدا شوند تا کاره‌ای بهتری بکنند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات چیزهایی که باید برای چیزهای بهتر از هم جدا شوند، سقوط می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you buy cheap shoes, they'll fall apart after a few months.
...

Fall apart را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
فروپاشیدن/ فروپاچیدن
علی برزگر
متلاشی شدن ، فرو ریختن
هوشیار چناری
از هم گسیختن
ایمان حجتی
در متون اقتصادی، معنی به هم خوردن میده. مثلا به هم خوردن معامله:
the deal fell apart by buyer yesterday
خریدار، دیشب معامله را به هم زد.
رامین عثمانوند
حالت بد شدن ( برای کسی اتفاق ناگواری پیش بیاد مثل دزدیده شدن ماشین یا ویران شدن خانه و کسی که این بلا سرش میاد میشه گفت fall apart شده) . ناراحت شدن
Soroushgh97
از هم پاشیدن
Amir
از دست رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fall apart
کلمه : fall apart
املای فارسی : فال پرت
اشتباه تایپی : بشمم شحشقف
عکس fall apart : در گوگل

آیا معنی Fall apart مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )