برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1356 100 1

Fandom


(در مورد شیفتگان ورزش و هنر و هنرمند) شیفتگان، جهان شیفتگان

واژه Fandom در جمله های نمونه

1. Science fiction is driven by organized fandom, volunteers who put on hundredsof literary conventions in every corner of the globe, every weekend of the year.
[ترجمه ترگمان]داستان‌های علمی توسط fandom سازماندهی شده‌است، داوطلبانی که در هر گوشه‌ای از دنیا قراردادهای ادبی hundredsof را در هر گوشه‌ای از جهان قرار می‌دهند
[ترجمه گوگل]داستان علمی تخیلی توسط داوطلبان تصدیق شده، هدایت می شود که در هر گوشه ای از جهان، هر آخر هفته سال، در صدد صدور کنوانسیون های ادبی قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. New fandom, new pairing, new coloring!
[ترجمه ترگمان]fandom جدید، جفت کردن جدید و رنگ‌های جدید
[ترجمه گوگل]جدید fandom، جفت جدید، رنگ آمیزی جدید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The reaction in DBSK's international fandom reached levels of panic due to international fans' unfamiliarity with the structural mechanisms of the Kpop industry.
[ترجمه ترگمان]واکنش در fandom بین‌المللی DBSK به دلیل آشنا شدن هواداران بین‌المللی با مکانیسم‌های ساختاری صنعت Kpop به سطح هراس رسیده بود
[ترجمه گوگل]واکنش در مورد داوطلبانه بین المللی DBSK به دلیل ناآشنایی طرفداران بین المللی با مکانیزم های ساختاری صنعت Kpop به وحشت افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Fandom به انگلیسی

fandom
• fans in general, group of aficionados, group of people who are fond of something (sport, film, etc.)

Fandom را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
1-شیفتگی، طرفداری، هواخواهی(از کسی یا چیزی مثلا مثل کشور، ورزش ، ورزشکاران و...) 2- طرفداران، شیفتگان، هواداران (کسی یا چیزی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fandom
کلمه : fandom
املای فارسی : فندم
اشتباه تایپی : بشدیخئ
عکس fandom : در گوگل

آیا معنی Fandom مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )