برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

Far fetched


(هر چیز باور نکردنی یا غیرمعقول یا غیر معمول) بعید، نامیسر، باور نکردنی، غیرواقع، (قدیمی) آورده شده از راه دور، دور آورد، دورودراز، زورکی، ازدورامده

بررسی کلمه Far fetched

صفت ( adjective )
• : تعریف: improbable or unlikely; exaggerated; irrelevant.
مشابه: fantastic, incredible

- a far-fetched explanation
[ترجمه ترگمان] یک توضیح خیلی مهم …
[ترجمه گوگل] یک توضیح جالب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه Far fetched به انگلیسی

far fetched
• improbable, implausible, unlikely, fantastic, doubtful
• a far-fetched story, idea, or plan is exaggerated or unlikely.
far fetched argument
• improbable assertion, implausible claim, ungrounded argument

Far fetched را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
دور از دسترس
افشین حاجی طرخانی
نامحتمل،‌دور از ذهن
فرهاد سليمان‌نژاد
مبالغه‌آميز، اغراق آميز، غير قابل باور
حسین رحمانی
دور از ذهن
هانی
دور از ذهن
saeed
دست نیافتنی، دور از ذهن
Shirinbahari
ناممکن
حاجی
دور از تصور؛ دور از دسترس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی far fetched
کلمه : far fetched
املای فارسی : فر فتچد
اشتباه تایپی : بشق بثفزاثی
عکس far fetched : در گوگل

آیا معنی Far fetched مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )