برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

Fauna

/ˈfɒnə/ /ˈfɔːnə/

معنی: جانداران، زیا، حیوانات یک اقلیم، جانور نامه
معانی دیگر: (جانوران ناحیه یا دوران بخصوص) زیاگان (در برابر: گیاگان flora)، کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان

بررسی کلمه Fauna

اسم ( noun )
حالات: faunae, faunas
مشتقات: faunal (adj.), faunally (adv.)
(1) تعریف: animals collectively, esp. of a particular period, region, or environment. (Cf. flora.)

- Among the various types of fauna living in the swamp are alligators and snakes.
[ترجمه ترگمان] در میان انواع مختلفی از حیوانات موجود در باتلاق، تمساح و مارها وجود دارد
[ترجمه گوگل] در میان انواع مختلف جانوران زندگی می کنند که در باتلاق هستند، سرخپوستان و مارها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a written and often illustrated work that systematically describes the animals of a particular area or time.

واژه Fauna در جمله های نمونه

1. the fauna of north america
زیاگان امریکای شمالی

2. flora and fauna
گیا و زیا

3. alborz mountain's flora and fauna
زیاگان و گیاگان کوه‌های البرز

4. Tourism is damaging the flora and fauna of the island.
[ترجمه ترگمان]گردشگری به گیاهان و حیوانات این جزیره آسیب می‌رساند
[ترجمه گوگل]گردشگری به فلور و جانوران جزیره آسیب می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Shallow Pools and Crevices Considerable variation in shore fauna can occur even in the same stretch of coast.
[ترجمه ترگمان]آب‌های کم‌عمق و crevices قابل‌توجهی در جانوران ساحلی حتی در امتداد ساحل نیز می‌توانند رخ دهند
[ترجمه گوگل]استخر های کوچک و خلسه ها تغییرات قابل توجهی در فون ساحلی می تواند حتی در همان جاده ساحل رخ دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In Rome her proper name was Fauna or Damia, and her nocturnal orgiastic ceremonies were restricted to women.
[ترجمه ترگمان]در رم نام مناسب او Fauna یا Damia بود، و مراسم orgiastic شبانه او محدود به زنان بود
[ترجمه گوگل]در رم نام خود را به نام Fauna یا Damia بود و مرا ...

مترادف Fauna

جانداران (اسم)
fauna
زیا (اسم)
fauna
حیوانات یک اقلیم (اسم)
fauna
جانور نامه (اسم)
fauna

معنی Fauna در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] جانورانى که از یک منطقه یا دوره اى خاص از زمین شناسى
[خاک شناسی] زیاگان
[آب و خاک] حیات جانوری فونا
[زمین شناسی] زایگان انحرافی الف)(بوم شناسی دیرین) مجموعه ای را گویند که از خود تنوع شدیداً کاهش یافته ای را به نمایش می گذارد. مترادف: فونای تحلیل رفته یا ناتوان شده. ب) یک فونای قد کوتاه.
[زمین شناسی] زیای ریز زیای قد کوتاه .
[زمین شناسی] زیای فسیل یک مجموعه فسیلی که از گونه های کوچک اندازه تشکیل شده است. بسیاری از زیاهای فسیلی از جورشدگی رسوبی و سایرین از الگوهای رشد تحت تأثیر محیط یا آسیب شناسی ها، حاصل شده اند. نیز نوشته می شود: dwarfed fauna. مترادف: زیای کوچک. زیای رشد نیافته یا کوچک شده. مترادف ناقص: depauperate fauna. زیای ناتوان.
[زمین شناسی] زیای رخساره ای گروهی از جانوران که ویژگی یک رخساره چینه شناسی مشخص هستند یا برای زندگی در یک محیط محدود شده سازگار شده اند. مثل زیای شیل سیاه دونین میانی و بالایی نواحی آپالاش در ایالات متحده آمریکا.

معنی کلمه Fauna به انگلیسی

fauna
• title given to animals of a particular region or time period
• the fauna in a place are all the animals, birds, fish, and insects there; a formal word.
flora and fauna
• plants and animals

Fauna را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
جانوران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fauna
کلمه : fauna
املای فارسی : فونا
اشتباه تایپی : بشعدش
عکس fauna : در گوگل

آیا معنی Fauna مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )