برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1354 100 1

Fervently


ازروی حرارت، باحرارت، باشوق، مشتاقانه، ارزومندانه

واژه Fervently در جمله های نمونه

1. Their claims will be fervently denied.
[ترجمه ترگمان]ادعاهای آن‌ها با شور و شوق رد می‌شود
[ترجمه گوگل]ادعاهای آنها مستحکم انکار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The nationalists believe fervently in independence for their country.
[ترجمه ترگمان]ملی گرایان با شور و حرارت به استقلال کشور خود اعتقاد دارند
[ترجمه گوگل]ملی گرایان به شدت به استقلال کشور خود اعتقاد دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We fervently hope they will succeed.
[ترجمه ترگمان]ما با شور و حرارت امیدوار هستیم که آن‌ها موفق شوند
[ترجمه گوگل]ما به شدت امیدواریم که آنها موفق شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. " Oh, I am glad!'she said fervently.
[ترجمه ترگمان]اوه، خوشحالم! هرمیون با حرارت گفت:
[ترجمه گوگل]'اوه، من خوشحالم!' گفت: مشتاقانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Fervently به انگلیسی

fervently
• intensely, ardently, passionately, zealously, enthusiastically; hotly
hope fervently
• strongly desire, earnestly wish for

Fervently را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ati
Feel something so strongly

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fervently
کلمه : fervently
املای فارسی : فرونتلی
اشتباه تایپی : بثقرثدفمغ
عکس fervently : در گوگل

آیا معنی Fervently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )