برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

Fill up


پرپر کردن، لبریز کردن، کاملا پر کردن

واژه Fill up در جمله های نمونه

1. His office began to fill up with people.
[ترجمه ترگمان]دفترش پر از جمعیت شد
[ترجمه گوگل]دفتر او شروع به پر کردن مردم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fill up on potatoes, bread and pasta, which are high in carbohydrate and low in fat.
[ترجمه ترگمان]سیب‌زمینی، نان و پاستا را پر کنید که در چربی و چربی کم است
[ترجمه گوگل]سیب زمینی، نان و پاستا را پر کنید، که دارای کربوهیدرات و کم چربی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fill up his glass with beer, please.
[ترجمه ترگمان] لیوانش رو با آبجو پر کن، لطفا
[ترجمه گوگل]لطفا شیشه خود را با آبجو پر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The restaurant was beginning to fill up.
[ترجمه محمد] رستوران کم کم داشت پر می‌شد|
...

معنی Fill up در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه Fill up به انگلیسی

fill up
• make full; close, plug up, block, stop

Fill up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حدیث زارع
مشغول کردن/مشغول بودن
علی اکبر منصوری
کامل پر کردن،( فرقش با fill اینست که مثلا وقتی میگویید لیوان مرا پر کن اگر منظور شما اینست که ليوانتان کامل و لبالب پر بشود میگویید fill up my glass اگر فقط منظور این باشد ليوانتان پر شود و نه لزوما لبریز، میگویید fill my glass )
Melika
بنزین زدن
۱۲۳۴۱۲
پرشدن
سارا
fill up the tank بنزین زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fill up
کلمه : fill up
املای فارسی : فیل آاپ
اشتباه تایپی : بهمم عح
عکس fill up : در گوگل

آیا معنی Fill up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )