برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1272 100 1

For the most part


بیشتر، اغلب، معمولا

بررسی کلمه For the most part

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to a large degree; usually.
مترادف: chiefly, generally, mainly, principally, usually

- For the most part he is a good worker.
[ترجمه ترگمان] بیشتر اوقات او کارگر خوبی است
[ترجمه گوگل] برای اکثر اوقات یک کارمند خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه For the most part در جمله های نمونه

1. For the most part he left the books to his managers and accountants.
[ترجمه ترگمان]او بیشتر کتاب‌ها را برای مدیران و حسابداران جا گذاشت
[ترجمه گوگل]برای اکثر اوقات کتاب ها را به مدیران و حسابدارانش ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Professors, for the most part, are firmly committed to teaching, not research.
[ترجمه ترگمان]استادان، در اکثر موارد، به آموزش، و نه تحقیقات، متعهد هستند
[ترجمه گوگل]اساتید، به طور عمده، به طور جدی متعهد به تدریس و تحقیق نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was, for the most part, quite helpful.
[ترجمه ترگمان]او هم به نوبه خود، بسیار مفید بود
[ترجمه گوگل]او در بیشتر موارد بسیار مفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The contributors are, for the most part, professional scientists.
[ترجمه ترگمان]مشارکت کنندگان در اکثر موارد، دانشمندان حرفه‌ای هستند
[ترجمه گوگل]مشارکت کنندگان به طور عمده، دانشمندان حرفه ای هستند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه For the most part به انگلیسی

for the most part
• generally, mostly, in most cases, usually

For the most part را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی
بیشتر،بطور اساسی،تا حدود زیادی
میثم علیزاده
اغلب اوقات
جلال نجاریزدی
SYNS
By and large
On the whole
بطور کلی, در کل, روی هم رفته
مرتضی بزرگیان
در اکثر موارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی for the most part
کلمه : for the most part
املای فارسی : فور تاه مست پرت
اشتباه تایپی : بخق فاث ئخسف حشقف
عکس for the most part : در گوگل

آیا معنی For the most part مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )