برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

Forceps

/ˈfɔːrseps/ /ˈfɔːseps/

معنی: انبرک، پنس، انبر قابلگی، انبر جراحی
معانی دیگر: (جراحی و دندان پزشکی) انبرک، فورسپس، طب انبرک

بررسی کلمه Forceps

اسم ( noun )
حالات: forceps
• : تعریف: a pair of tongs or pincers used in medical procedures, as to grasp and extract tissue or foreign bodies during surgery.

واژه Forceps در جمله های نمونه

1. forceps delivery
زایمان با فورسپس

2. The figures show an increase in forceps deliveries.
[ترجمه ترگمان]این آمار نشان‌دهنده افزایش در تحویل forceps است
[ترجمه گوگل]این ارقام نشان دهنده افزایش در تحویل انجماد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He seized a horrible pair of forceps and I closed my eyes as he started flexing his muscles.
[ترجمه ترگمان]او یک جفت انبر وحشتناک برداشت و من چشم‌هایم را بستم، وقتی شروع به باز کردن عضلاتش کرد
[ترجمه گوگل]او یک جاسوسی وحشتناک را به دست آورد و چشم هایش را بسته بود چون عضلاتش را خم کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Hold the mass of tubules with fine. straight forceps and thoroughly tease out their contents with fine, curved forceps.
[ترجمه ترگمان]انبوهی از لوله‌های ریز را با دقت نگاه دارید به طور کامل اسباب their را با forceps ظریف و curved می‌گذاشت
[ترجمه گوگل]توده لوله ها را خوب نگه دارید فورسپس مستقیم و کاملا محکم کردن محتویات خود را با پین های محافظ خوب و منحنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Forceps

انبرک (اسم)
clamp , tongs , forceps , tweezer , pincette , tweeze
پنس (اسم)
forceps
انبر قابلگی (اسم)
forceps
انبر جراحی (اسم)
forceps

معنی Forceps در دیکشنری تخصصی

forceps
[شیمی] انبرک ، پنس ، فورسپس
[شیمی] انبر بشر ، پنس بشر گیر ، گیره بشر گیر

معنی کلمه Forceps به انگلیسی

forceps
• instrument used to hold firmly or remove (i.e. pincers or tongs)
• a pair of forceps is an instrument consisting of two long narrow arms which is used by a doctor for holding things.
forceps birth
• birth that is aided by forceps (small pincers for grasping and pulling)

Forceps را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dictionary
(جراحی) : ابزار جراحی چنگ زننده
Sahel
پنس‌ جراحی
پیله
پنس (پزشکی)
Matin
(پزشکی ) انبرک
an instrument used by dentists (when pulling out teeth), and by doctors for gripping things
متین خدایی
انبرک (پزشکی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی forceps
کلمه : forceps
املای فارسی : فرکپس
اشتباه تایپی : بخقزثحس
عکس forceps : در گوگل

آیا معنی Forceps مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )