انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 832 100 1

بررسی کلمه Fornication

اسم ( noun )
• : تعریف: voluntary sexual relations between a man and woman not married to each other.

واژه Fornication در جمله های نمونه

1. Fornication is a crime in some American states.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fornication در برخی ایالات آمریکا یک جرم محسوب می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عصبانیت در برخی از ایالت های آمریکا جرم و جنایت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Fornication was inevitable; it was something of a relief that high unit labour costs had driven the boot man to extinction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fornication اجتناب‌ناپذیر بود؛ این چیزی بود از آرامشی که هزینه‌های نیروی کار بالا مردی را وادار به نابودی کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عصبانیت اجتناب ناپذیر بود این چیزی بود که امیدوار بود که هزینه های نیروی انسانی بالا باعث انقراض مردان بوت شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They include theft, adultery and fornication, wine drinking, highway banditry, apostasy to of the faith and rebellion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این افراد عبارتند از دزدی، زنای محصنه، نوشیدن شراب، نوشیدن شراب، راهزنی، ارتداد، ارتداد از ایمان و تمرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها عبارتند از سرقت، زنا و فساد، نوشیدن شراب، راهزنی بزرگراه، ارتداد به ایمان و شورش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The plaqued Fornication Under Consent of the King ( F . U . C . K . ).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The Fornication تحت رضایت پادشاه (اف یو ج ک)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فریبندگی لختی با موافقت پادشاه (F U C K)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But you have committed fornication with many lovers. et return to Me, declares Jehovah.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما تو در عشق‌بازی با عشاق زیادی متعهد شدی و به من باز گردد، ای یهوه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما شما با بسیاری از عاشقان عصبانی شده اید یهوه می گوید که به من برگردد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Luxury shall overspread the land, and fornication shall not cease to debauch mankind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شانس بر روی زمین خواهد بود، و فحشا تن به نوع بشر نخواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوکس باید سرزمین را بیش از پیش گسترش دهد و فساد نباید بشریت را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Public fornication won't look good on my resume. Sentence dictionary
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فحشا عمومی در رزومه من خوب به نظر نمی‌رسد فرهنگ لغت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فحشاء عمومی در رزومه من خوب نیست فرهنگ لغت جمله
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Fornication veils the morning just like carnage veils the day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر روز صبح، پرده‌ها را بیرون می‌کشد، درست مثل پرده‌ای که در روز کشته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عصبانیت صبحانه درست مثل روز ولنتاین قتل عام است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Marriage was expected to last for life and adultery and fornication were punished in the ecclesiastical courts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از ازدواج انتظار می‌رفت که زندگی و زنا و زنا در دادگاه‌های کلیسایی مجازات شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتظار میرفت ازدواج برای زندگی طولانی و زنا و فساد در دادگاههای کلیسایی مجازات شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Full awareness of the age of a young girl is an essential element of the crime of fornication with an underage girl, which is the original idea of the provision of carnal abuse in the criminal law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آگاهی کامل از سن یک دختر جوان، یک عنصر اساسی از جرم زنا با یک دختر زیر سن قانونی است که ایده اصلی ارائه سو استفاده جنسی در قانون جزا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگاهی کامل از سن یک دختر جوان، یک عنصر ضروری از جرم فرار ازدواج با یک دختر زیر سن قانونی است که ایده اولیه ارائه بدرفتاری جنس در قانون کیفری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I will set my face against that man, and his kindred, and will cut off both him and all that consented with him, to commit fornication with Moloch, out of the midst of their people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من صورت خود را در برابر آن مرد و خویشاوندان او قرار خواهم داد و هر دو او را از هم جدا خواهم کرد، و هر دو تن او را که با او موافقت کرده‌اند، از میان مردم خود طرد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من چهره خود را در برابر این مرد و خواهرزاده خود قرار می دهم و او را و همه کسانی که با او موافق بودند، برکنار می کنند تا از مالوچ بیرون بیایند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Fornication

زناء (اسم)
bawdry , adultery , fornication
فساد (اسم)
mortification , decline , decay , decadence , dissolution , spoil , turpitude , fornication , depravity , vice , depravation , degeneration , degeneracy , corruption , immorality , necrosis , putrefaction , putrescence , invalidity , harlotry , vitiation
جنده بازی (اسم)
fornication
فاحشهبازی (اسم)
fornication

معنی کلمه Fornication به انگلیسی

fornication
• sexual intercourse between two people who are not married to each other

Fornication را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Fornication

غلامرضا ١٨:١٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
رابطه نامشروع
|

هادی ٠٠:٣٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
زنای محصنه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Fornication



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fornication
کلمه : fornication
املای فارسی : فرنیکتین
اشتباه تایپی : بخقدهزشفهخد
عکس fornication : در گوگل


آیا معنی Fornication مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )