برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1278 100 1

Fortunately

/ˈfɔːr.tʃə.nət.li/ /ˈfɔːtʃənətli/

خوشبختانه، ازحسن اتفاق

بررسی کلمه Fortunately

قید ( adverb )
• : تعریف: by fortunate chance; luckily; fortuitously.
مترادف: fortuitously, happily, luckily
مشابه: blessedly, providentially

- There was a car accident, but fortunately no one was injured.
[ترجمه ترگمان] یک تصادف رانندگی بود، اما خوشبختانه هیچ‌کس مجروح نشد
[ترجمه گوگل] یک تصادف ماشین وجود داشت، اما خوشبختانه هیچکس مجروح نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Fortunately در جمله های نمونه

1. Fortunately the train was on time.
[ترجمه tina] خوشبختانه قطار به موقع بود
|
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه قطار به موقع رسید
[ترجمه گوگل]خوشبختانه قطار در زمان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fortunately, the stormy waves caused trifling damage to the boat.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، امواج طوفانی به قایق صدمه زده بودند
[ترجمه گوگل]خوشبختانه امواج طوفان ناشی از خسارت ناشی از قایق بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fortunately the train was late so we did not miss it.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه قطار دیر کرده بود و ما آن را از دست ندادیم
[ترجمه گوگل]خوشبختانه قطار دیر شده بود، ما آن را از دست ندیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fortunately the house was empty when the bomb exploded .
...

معنی کلمه Fortunately به انگلیسی

fortunately
• luckily; in a successful manner

Fortunately را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza
Hopefully
يار دلواري
خوشبختانه
Who puts that tongue out
Fortunately for you, you are a big dick
I'm wrong, don't say it when I hear you're even bigger
Thank God
کیه که حالا زبان درازي كنه
حالا ازخوب بختي من تو كله گنده شدي
غلط ميكنم حرفشم نزن از وقتي شنيدم گنده تر هم شدي
از خداتم باشه
😍😍Hasti😍😍
Is synonym for luckily

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fortunately
کلمه : fortunately
املای فارسی : فرتونتلی
اشتباه تایپی : بخقفعدشفثمغ
عکس fortunately : در گوگل

آیا معنی Fortunately مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )