برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1304 100 1

Fracture | rupture | rupture

معنی Fracture | rupture | rupture در دیکشنری تخصصی

Fracture | rupture | rupture
[زمین شناسی] شکستگی ، شکست - اصطلاح کلی برای هر نوع نا پیوستگی در یک توده سنگی در نتیجه نقص مکانیکی بوسیله استرس برش یا کشش شکافها شامل گسلها ، برشها ، درزه ها و پلانها - - در زمین شناسی ساختاری؛ عنوانی عام برای تمامی شکستگیهایی که در اثر وارد شدن نقش های مکانیکی در سنگ به وجود می آیند (بدون درنظر گرفتن توانایی آن ها در ایجاد جابجایی). - - در یخ شناسی؛ شکست؛ هر گونه شکستگی یا گسستگی که در اثر تغییر شکل تحمیل شده توسط عوامی چون جذرومد، تغییرات دمایی، جریانات یا باد، در یخها (شامل یخهای سریع، یخهای شناور یا یخهای فشرده و ...) ایجاد می شود. طول چنین شکستگی یا گسستگیی از چندمتر تا چندین کیلومتر و عرض آن از صفر تا بیش از 500 متر، متفاوت است. ترکها، درزها و شکافهای یخی، جزء ساختارهای مزبور به حساب می آیند. - - در کانی شناسی؛ شکسته شدن یک کانی در امتداد راستاها یا صفحاتی به غیر از صفحات رخ آن کانی را می توان بر اساس نوع شکستگی شاخص و ویژه آن، تا اندازه ای تشریح کرد؛ مانند کانیهایی با شکستگی ناهموار، رشته ای و همگرا. - - در زمین شناسی ساختمانی: واژه ای عمومی برای هر نوع شکستگی در سنگ صرف نظر از جابجایی، به سبب گسیخستگی مکانیکی حاصل از تنش. شکستگی ها شامل ترک ها ، درزه ها و گسل ها می باشند. - - در زمین شناسی ساختمانی: تغییر شکل ناشی از افت لحظه ای چسبندگی یا مقاومت در برابر تنش تفریقی و آزاد شدن انرژی کشان محصور در جسم. - مقایسه شود با:[flow [expstruc. - مترادف: rupture. -

به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Fracture | rupture | rupture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )