انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 923 100 1

Fuck

تلفظ fuck
تلفظ fuck به آمریکایی تلفظ fuck به انگلیسی

(خودمانی - با with) سر به سر گذاشتن، کار به کار (کسی) داشتن، دست ور کردن، (خودمانی - معمولا با: over) ظلم و تعدی کردن به، بد جنسی و بد رفتاری کردن، جماع، مقاربت، گای، سپوزش، جالش، (حرف ندا به نشان خشم یا یاس و غیره) اه (برابر با فحش های ناموسی در فارسی)، (ناپسند)، گاییدن، کردن، سپوختن، مرزیدن، جماع کردن، (خودمانی) کسی که با او جماع می شود، (خودمانی) آدم ناخوشایند، آدم قابل تحقیر

بررسی کلمه Fuck

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: fucks, fucking, fucked
(1) تعریف: (vulgar) to have sexual intercourse with.
مشابه: ball, lay, screw

(2) تعریف: (slang) to treat harshly or unfairly.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: fuck around, fuck up
(1) تعریف: (vulgar) to have sexual intercourse.
مشابه: screw

(2) تعریف: (slang) to meddle (usu. fol. by with).
اسم ( noun )
(1) تعریف: (vulgar) an act of sexual intercourse.
مشابه: lay, screw

(2) تعریف: a sexual partner, often of indicated ability.
مشابه: lay, piece, screw

(3) تعریف: (slang) a contemptible or annoying person.
حرف ندا ( interjection )
• : تعریف: used to express disgust, anger, disappointment, or the like.

معنی عبارات مرتبط با Fuck به فارسی

(خودمانی) 1- وقت تلف کردن، (وقت) به بطالت گذراندن 2- (با: with) سر به سر گذاشتن، دخالت کردن (در)، فضولی کردن
(خودمانی) 1- ولگردی کردن، بیکارگی کردن 2- رفتن، دور شدن
(خودمانی) 1- خراب کردن (دستگاه یا چیزی)، به هم زدن، 2- (به ویژه روانی و احساسی) گیج کردن، مغشوش کردن

معنی Fuck در دیکشنری تخصصی

fuck
[بهداشت] جماع کردن - سپوختن

معنی کلمه Fuck به انگلیسی

fuck
• (vulgar slang) act of sexual intercourse; annoying or irritating person
• (slang) copulate, have sexual intercourse (vulgar)
• fuck and fucking are used as swear words in order to emphasize a word or phrase:a rude and offensive word which you should avoid using.
• fuck and fucking are used in order to emphasize something that makes you feel angry or annoyed:a rude and offensive word which you should avoid using.
• fuck all is used to mean `nothing at all':a rude and offensive word which you should avoid using.
• to fuck someone means to have sex with them:a rude and offensive word which you should avoid using.
• to fuck about or fuck around means to behave in a way that is silly, stupid, or unnecessary and that annoys other people; a rude and offensive expression.
• fuck off is an insulting and offensive way of telling someone to go away.
• if you fuck something up, you make a mess of it; a rude and offensive expression.
fuck off
• get lost
fuck something up
• (vulgar slang) foul something up, severely mismanage something, botch something
fuck u
• fuck you, go to hell, kiss my ass (vulgar slang)
fuck up
• (vulgar slang) cause problems, bungle, screw up; make a major mistake, commit a serious blunder; act recklessly, act foolishly
fuck you
• go to hell, go away (vulgar slang)
don't give a flying fuck
• (slang) don't care
what the fuck
• (vulgar slang) what in the world? ! , what the hell? ! (expression of surprise or anger)

Fuck را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Fuck

محمود ١٠:٥٣ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩
لعنت کردن- شکایت کردن- نفرین کردن-حرکت زشت و زننده انجام دادن

what the fuck is wrong with you?
تو چه مرگته-چه کوفتته؟

what the fuck are you talking about?
داری در موردچی زر زر میکنی؟
|

امیر حسین ١٤:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
Your fucking my time

داری وقتمو تلف میکنی


I've been fucked up

من داغون شدم(گائیده شدم)
|

Hamidrapr ١٥:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠٧
معني فاك كه در ايران هم مشهور شده است
مردم ايراني فاك رو بيشتر در موقعيت عصابنيت به كار ميبرند.
فاك به معنايي (ميگاييمت)(انتغام گرفتن)و...
|

s.m ١٥:٠٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٥
به انگلیسی معانی مختلف دارد گاهی ب معنهای مودبانه مثل تلف کردن،حرام کردن،خراب کردن بکار میرود اما گاهی ب عنوان فحش استفاده میشود.در ایران(مخصوصا اینستاگرام) این کلمه ب تازگی مد شده و کاربرد در فحاشی دارد.البته گاهی هم به کارهای بد میگویند.مثل شوخی های بیجا
|

مهدی عباسی ١٨:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
go fucking in your face.برو گم شو
|

M.A ٢٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
What the fuck?
با اینکه میدونم توی جاهای غیر از دعوا فش نیست و معنی بدی نداره تاحالا به زبون نیاوردم😂 اصلا باهاش راحت نیستم
|

Morteza zar ٢٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
Shut the fuck up
گالرو ببند
|

MaraliZa ٢١:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠
در زبان انگلیسی به معنی لعنتی هست ولی ما ایرانی های منحرف به جای کلمه ی کیر یا مثلا گاییده شدم یا ذهنت ببند یا ... استفاده میکنیم
|

آرمین ٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/١١/٠٤
همیشه فحش بوده هست بخصوص با حرکت انگشت باشد جون شما
|

n ١٩:٤٧ - ١٣٩٧/١١/١١
معنی فاک به انگلیسی لعنتی هستش ولی ایرانی ها از معانی بد استفاده میکنن
|

DJ binam ٠٠:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٩
Fuck معانی مختلفی دارد برید دنبال کلمات دیگه مگه فاک فقط تو کلمه انگلیسی هست ؟ این کلمه رو در هنگام درست نرفتن کار یا گیر کردن در جایی یا کاری یا عصبانی شدن استفاده میکنند و میگن fuck fuck
|

Bahar ٠٠:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
fuck یه معنی نداره.
یعنی مثلا گاهی مواقع یه معنی میده مثل تلف کردن،لعنتی یا اینجور چیزا
ولی گاهی مواقع به معنای مثلا گاییدمت و چمیدونم فحش های ناموسی
|

Abolfazl ٢١:٥٨ - ١٣٩٨/٠١/١٧
لعنتی ، به نفرین خطاب شده ، غلط کردن
?What do you fucking man
داری چه غلطی میکنی مرد؟
Fuck = shit
در برخی موارد همچون عصبیت و عصبانیت
معنی (بازکردن مقعد)
|

Mahdi ١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩
Fuck off
بزن به چاک

Fuck over
بدرفتاری کردن

Fuck up
گند زدن
|

محمد امیری ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٠
what the fuck is going here?
چه غلطی میکردین اینجا؟!!
|

Meehddi ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
Who the fuck are you?
کدوم خری هستی
Fuck off
گمشو
|

viona ١٩:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٩
Fuck Everything
یعنی لعنت به همتون
در اوج ناراحتی و عصبانیت استفاده میشه
|

Erfan ٠٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٣٠
گائیدن، خفه شو ،لعنت بیشتر مواقع هر کی ازfuckاستفاده میکنع منظورش اینه
|

Zu ١١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
وقتی می خوان به حال بی ادبانه ای چیزی بگن میگنش..ولی خودش به تنهایی هم معنی میده که فحش معروفیه تو ایران
با انگشت وسط نشونش میدن
What the fuck�?
چی؟؟؟(چه کوفتی)
|

احسون ٠٥:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
پیشنهاد میکنم فیلمCopland رو با بازی رابرت دنیرو و سیلوستر استالونه ببنید ,دنیرو بسیار زیبا از اين کلمه استفاده میکنه, یکی از دیالوگ های باحالش :
get the fuck at the here!!
|

پیشنهاد شما درباره معنی Fuck



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ترمه چی > Rushed off your feet
شراره > ققنوس
Neda > Couch
مهدی > ارات
mahdis > Minor
هاله > رادمهر
زهرا > حبیب
ترمه چی > Muddle

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی fuck
کلمه : fuck
املای فارسی : فاک
اشتباه تایپی : بعزن
عکس fuck : در گوگل


آیا معنی Fuck مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )