برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1352 100 1

fabricated

واژه fabricated در جمله های نمونه

1. she fabricated a story to justify her absence
برای توجیه غیبت خود داستانی سرهم کرد.

2. they fabricated my signature
امضای مرا جعل کردند.

3. this house is fabricated out of plastic materials
این خانه از مواد پلاستیکی ساخته شده است.

4. All four claim that officers fabricated evidence against them.
[ترجمه ترگمان]هر چهار نفر ادعا می‌کنند که این افسران مدارک علیه آن‌ها را جعل کرده‌اند
[ترجمه گوگل]همه چهار ادعا می کنند که افسران مدارک علیه آنها را ساختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They fabricated evidence and threatened witnesses.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها شواهدی ساختگی و تهدید کننده را جعل کردند
[ترجمه گوگل]آنها شواهد را تهیه و شاهدان را تهدید کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She fabricated a good excuse for staying home.
[ترجمه ترگمان]او بهانه خوبی برای ماندن در خانه ساخت
[ترجمه گوگل]او برای اقامت در خانه یک عذرخواهی خوب انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

معنی عبارات مرتبط با fabricated به فارسی

عمران : پیش ساخته شده

معنی کلمه fabricated به انگلیسی

fabricated
• made up, concocted; fake, forged
fabricated evidence
• made-up proof, fictitious testimony or documents offered to a court or jury in order to mislead them

fabricated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Afshin
من در آوردی، سرهم شده
ماهره
ساخته شده
میلاد علی پور
جعلی، ساختگی
سرگل رضائی
تقلبی
nasim
ساختگی، جعلی، خلاف واقع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی fabricated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )