انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 891 100 1

بررسی کلمه fabrication

اسم ( noun )
(1) تعریف: a statement, document, or the like that is false or invented to deceive.
مترادف: counterfeit, fiction, forgery, invention
مشابه: concoction, fable, falsehood, falsification, lie, pretense, production, tale

- Their claim to have found an older human skull turned out to be a fabrication.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ادعای آن‌ها مبنی بر اینکه یک جمجمه قدیمی انسان کشف شده‌است، تبدیل به یک ساخت شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ادعای آنها برای پیدا کردن یک جمجمه بزرگتر انسان، تبدیل به ساختگی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the process of manufacture or construction.
مترادف: construction, making, production
مشابه: assemblage, building, creation, manufacture

واژه fabrication در جمله های نمونه

1. the fabrication of paper out of used cloth
ترجمه فروری (تولید) کاغذ از پارچه‌ی مستعمل

2. His story was a complete fabrication.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان او یک ساخت کامل بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان او یک ساخت کامل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Her story was a complete fabrication from start to finish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان او یک ساخت کامل از شروع به پایان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان او از ابتدا تا انتهای ساخت کامل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Of course, it might all be complete fabrication.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته ممکن است همه اینها به صورت کامل ساخته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا، این ممکن است همه تولید کامل شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But if the allegation is hearsay or pure fabrication, Walenski is being railroaded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اگر این ادعا تکذیب یا جعل محض باشد، Walenski در حال بررسی مجدد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما والنسکی اگر این ادعا را شنید یا خالص ساخت، در حال راه آهن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But unless there is gross exaggeration or fabrication of symptoms, these should not he described as Meadow's syndrome.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اگر اغراق و یا جعل نشانه‌ها وجود داشته باشد، این‌ها نباید به عنوان سندروم s توصیف شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما مگر اینکه اغراق آمیز بودن یا ساختن علائم وجود نداشته باشد، این نباید او را به عنوان سندرم Meadow's توصیف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The list was a practical joke, a complete fabrication yes a happening even.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این لیست یک شوخی عملی بود، یک ساخت کامل بله حتی یک اتفاق
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این لیست یک شوخی عملی بود، ساخت کامل، بله اتفاق می افتد حتی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Excellent experimental facilities exist for CAD, fabrication, and assessment of integrated circuits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امکانات عالی تجربی برای CAD، ساخت و ارزیابی مدارهای مجتمع وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امکانات آزمایشگاهی عالی برای CAD، ساخت و ارزیابی مدارهای مجتمع وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The Dante Drawings are more traditional in fabrication, the images being rubbed-off transfers from newspaper and magazine prints.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانته Drawings از دانته بیشتر سنتی است، تصاویری از نقل و نقل از مجلات و چاپ مجلات به دست می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقاشیهای دانته در تولید بیشتر سنتی هستند، تصاویری که از چاپ روزنامه ها و نشریات خارج می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It was a story that was tinged with fabrication, told by a notorious liar with a warped sense of reality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این داستانی بود که با جعل مخلوط شده بود و یک دروغ گوی بدنام با یک حس تحریف‌شده از واقعیت به او گفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک داستان است که با ساختگی رنگ شده است، توسط دروغگو بدنام با یک واقعیت مبهم گفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It was an elaborate fabrication to cover up the murder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعل هویت جعلی بود تا قتل رو لاپوشونی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک ساختار جدی بود تا جلوی قتل را بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A major review of existing modules in the fabrication and welding area is now under way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بررسی عمده‌ای از ماژول های موجود در حوزه ساخت و جوش اکنون در حال انجام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بررسی عمده ای از ماژول های موجود در زمینه ساخت و جوشکاری اکنون در حال انجام است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This is especially evident in prototype fabrication and die development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر به خصوص در ساخت نمونه اولیه و رشد مرگ مشهود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به ویژه در ساخت نمونه اولیه و توسعه تولید می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Development of freeform fabrication in colloidal forming processing of special ceramics is reviewed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توسعه fabrication آزاد در فرآیند شکل‌دهی سرامیک ویژه‌ای مورد بررسی قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توسعه ساختار آزاد در فرایند تولید کلوئیدی فرم سرامیکی خاص مورد بررسی قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This invention is related to new fabrication method of ceramal composite material and product.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اختراع به روش ساخت جدید مواد مرکب ceramal و محصول مرتبط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اختراع مربوط به روش ساخت جدید مواد و محصولات کامپوزیتی ceramal است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fabrication

ساخت (اسم)
make , performance , operation , work , job , construction , structure , workmanship , manufacture , making , manufacturing , craftsmanship , production , fabrication , framing , yielding , throughput

معنی fabrication در دیکشنری تخصصی

fabrication
[عمران و معماری] ساختن - ساخت
[کامپیوتر] ساخت
[برق و الکترونیک] ساخت ، تولید
[ریاضیات] ساختن، ساخت، سوار کردن، تولید، ورقکاری
[پلیمر] ساخت، فرآیند ساخت قطعه یا قالب چندسازه (کامپوزیت)
[نساجی] ثبات در برابر مواد شیمیایی ( مصرفی در مقدمات و تکمیل کالای نساجی )
[برق و الکترونیک] روال ساخت
[برق و الکترونیک] فن ساخت
[برق و الکترونیک] تولید گروهی
[برق و الکترونیک] ساخت مرحله ی اول پایانی ساخت قطعات نیمرسانا تا مرحله ی تکمیل و آزمایش پولکهاا. این اصطلاح مترادف با فب پولک wafer fab است.

معنی کلمه fabrication به انگلیسی

fabrication
• fake, forgery; lie, falsehood, fable; assembly, manufacture; invention
fabrication of evidence
• creation of false testimony or documents to be used in court
evidence fabrication
• creation of false evidence to be presented in court (law)

fabrication را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی fabrication



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fabrication
کلمه : fabrication
املای فارسی : فبریکتین
اشتباه تایپی : بشذقهزشفهخد
عکس fabrication : در گوگل


آیا معنی fabrication مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )