برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1270 100 1

facial expression

واژه facial expression در جمله های نمونه

1. Cross didn't answer; his facial expression didn't change.
[ترجمه ترگمان]پاسخ نداد؛ چهره چهره‌اش تغییر نکرد
[ترجمه گوگل]صلیب جواب نداد؛ بیان صورتش تغییر نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the photograph he seemed devoid of facial expression .
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که از چهره چهره او عاری از حالت چهره است
[ترجمه گوگل]در عکس او به نظر می رسد بدون بیان صورت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Victor's facial expression didn't change.
[ترجمه ترگمان]چهره ویکتور تغییر نکرد
[ترجمه گوگل]بیان صورت ویکتور تغییر نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Whatever the style, congregations show few inhibitions in facial expression and in their use of the body to express devotion.
[ترجمه ترگمان]حضار هر چه سبک باشند، inhibitions کمی از inhibitions در بیان چهره و استفاده از بدن برای ابراز اخلاص نشان می‌دهند
[ترجمه گوگل]در هر سبک، جماعت تعداد محدودی از مانع ها در بیان صورت و استفاد ...

معنی کلمه facial expression به انگلیسی

facial expression
• look on one's face, emotions manifested on the face, countenance, look

facial expression را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صبا زراسوند
حالت چهره
a.r
an appearance of the face conveying emotion or reaction

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی facial expression مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )