برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

faith

/ˈfeɪθ/ /feɪθ/

معنی: پیمان، اعتماد، دین، اعتقاد، باور، عقیده، ایمان، کیش، مذهب
معانی دیگر: عقیده ای که نیاز به دلیل و اثبات نداشته باشد، اعتقاد (به خدا یا مذهب و مقدسات)، (اعتماد و اطمینان کامل) استونی، اوستام، نیک گمانی، ارمندی، فریوری، وفاداری، بیعت، قول، هرچیز مورد اعتماد، (جمع) معتقدات، باوره، (حرف ندا) براستی، شرافتا، برحسب قول و قرار، واقعا، اسم خاص مونث

بررسی کلمه faith

اسم ( noun )
(1) تعریف: belief, confidence, or trust.
مترادف: belief, confidence, trust
متضاد: doubt, mistrust
مشابه: dependence, reliance

- People had faith in their leaders during that war.
[ترجمه ترگمان] مردم در طول جنگ به رهبران خود ایمان داشتند
[ترجمه گوگل] مردم در طول این جنگ به رهبرانشان اعتقاد داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- My grandmother doesn't have much faith in doctors.
[ترجمه ترگمان] مادربزرگم به دکترها اعتماد چندانی ندارد
[ترجمه گوگل] مادربزرگم به پزشکان خیلی اعتماد ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I have faith that these kids will succeed.
[ترجمه ترگمان] من ایمان دارم که این کودکان موفق خواهند شد
[ترجمه گوگل] من ایمان دارم که این بچه ها موفق خواهند شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: belief in something that has not been proved or is not capable of being proved.
مترادف: belie ...

واژه faith در جمله های نمونه

1. faith and good works
ایمان و نیکوکاری

2. faith caused them to persist beyond every defeat
ایمان موجب شد که بر همه‌ی شکست‌ها فائق آیند.

3. faith in god enabled him to overcome the problems of his life
ایمان به خدا او را قادر کرد که بر مشکلات زندگی خود چیره شود.

4. faith in the possibilities of mankind was at a low ebb
ایمان به امکانات بشری به پایین‌ترین درجه‌ی خود رسیده بود.

5. faith is proof against temptation
ایمان در برابر وسوسه مقاوم است.

6. faith liberates the soul from the body's prison
ایمان روح را از زندان بدن آزاد می‌کند.

7. faith quits me of fear
ایمان ترس مرا می‌ریزد.

8. faith shall lighten your load
ایمان بار تو را سبک خواهد کرد.

9. faith was the only thing lacking amongst them
یگانه چیزی که در میان آنان وجود نداشت ایمان بود.

10. faith will shield you against temptation
ایمان در برابر وسوسه سپر شما خواهد شد.

11. blind faith
ایمان متعصبانه (کورکورانه)

12. have faith in god and despair not!
به خدا توکل کن ...

مترادف faith

پیمان (اسم)
hand , accord , agreement , covenant , contract , treaty , pact , promise , concord , compact , oath , vow , faith , troth , league
اعتماد (اسم)
affiance , confidence , trust , faith , reliance , belief , credence , fideism
دین (اسم)
debt , liability , faith , amount due , religion
اعتقاد (اسم)
opinion , confidence , trust , faith , belief , credence
باور (اسم)
faith , belief , credence
عقیده (اسم)
impression , say , view , judgment , opinion , viewpoint , faith , belief , thought , notion , conception , estimation , review , credo , conviction , tenet , creed
ایمان (اسم)
trust , faith , belief , credo
کیش (اسم)
faith , religion , creed
مذهب (اسم)
sect , faith , religion , denomination , illuminator , gilder

معنی عبارات مرتبط با faith به فارسی

(امریکا) شفا از راه دعا و ایمان، شفابخشی مذهبی، شفابادعا وایمان
ایمان خلل ناپذیر
(امریکا - عامیانه) آدم پست و متقلب (bad actor و bad apple و bad lot هم می گویند)، نیت بد، قصد بد، نابکاری، عدم صمیمیت، دو رنگی، دوز و کلک، بدعهدی، تقلب
1- خراب شدن، 2- جسما یا روحا بیمار شدن، (از شدت بیماری) افتادن، 3- فایق آمدن، دشمن و حریف را از پای درآوردن، عهد شکنی کردن، پیمان شکنی کردن، خیانت کردن، ترک بیعت کردن، مرتد شدن
ایمان توام باعمل
صمیمیت، حسن نیت، خلوص نیت، پاک نهادی، پاک نهادی he performed his duties in good faith او وظایف خود را با خلوص نیت انجام داد
راستی، براستی، درواقع، واقعا
با حسن نیت، با قصد خوب، با صمیمیت، از روی نیت پاک
تزکیه نفس وروسفیدی درپیش خدابوسیله ایمان بعدالت مسیح
وفادار ماندن، به پیمان خود باقی ماندن، قول داری کردن
ستون دین، پایه دین، عماددین، رکن الدین
خیانت، غدر، بی وفایی

معنی کلمه faith به انگلیسی

faith
• belief in a particular thing or person; religion; trust, confidence; loyalty
• if you have faith in someone or something, you feel confident about their ability or goodness.
• a faith is a particular religion, such as christianity or buddhism.
• faith is strong religious belief.
• if you break faith with someone, you fail to behave in the way that you promised or were expected to. if you keep faith with them, you continue to behave as you promised or were expected to.
• if you do something in good faith, you sincerely believe that what you are doing is right, honest, or legal, even though this may not be the case.
faith healer
• person who heals the sick through prayer and faith
• a faith healer is someone who practises faith healing.
faith healing
• healing obtained through faith
• faith healing is the treatment of a sick person by someone who believes that they can heal people through prayer and the power of religious faith.
faith inc•
• japanese company and developer of technologies that enable the downloading and replaying of sounds and music on mobile devices
faith no more
• famous american rock and roll band
article of faith
• an article of faith is something that you believe very strongly in, even though there might not be very much evidence to support your belief.
bad faith
• bad intention, malicious intent
blind faith
• unquestioning belief, belief that does not need a reason
breach of faith
• breaking of someone's trust and confidence
break faith
• violate trust, ...

faith را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Rahil
ایمان
Matin
ایمان، اعتقاد
جواد علی اکبروند
مذهب_ اعتقاد_ کیش_ مرام_ آئین _مسلک
Paria
دین و اعتقاد و بعضی وقت ها هم معنی اعتماد میدهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی faith
کلمه : faith
املای فارسی : فیته
اشتباه تایپی : بشهفا
عکس faith : در گوگل

آیا معنی faith مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )