انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 895 100 1

fake

تلفظ fake
تلفظ fake به آمریکایی تلفظ fake به انگلیسی

معنی: تقلید، فریب دهنده، ساختگی، جعل، جا زدن، ساختن، پیچیدن، حلقه کردن، وانمود کردن
معانی دیگر: (از راه وانمود کردن) گول زدن، دغلکاری کردن، دغل زدن، تقلبی چیزی را ساختن، از خود درآوردن، جعل کردن، (دروغی) ساختن، نااصیل، جعلی، مصنوعی، بدل، بدلی، نبهرگی، ناسره، وانمودگر، متظاهر، (ورزش و غیره) جاخالی دادن، حرکت وانمودین کردن، (کشتیرانی ـ معمولا با : down) طناب را از درازا جمع کردن، دراز خوابانی کردن (طناب)

بررسی کلمه fake

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: fakes, faking, faked
(1) تعریف: to create a counterfeit of; falsify.
مترادف: counterfeit, falsify
مشابه: concoct, fabricate, sham

(2) تعریف: to pretend or simulate.
مترادف: counterfeit, feign, pretend, sham, simulate
مشابه: dissemble

- She faked astonishment at the news.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او از شنیدن خبر شوکه شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در این خبر فریب زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to pretend an emotion, condition, or ability.
مترادف: counterfeit, dissemble
مشابه: act, feign, fool, pretend, sham

(2) تعریف: in sports, to execute a misleading maneuver; feint.
مترادف: feint
اسم ( noun )
(1) تعریف: anything that is not genuine or authentic.
مترادف: counterfeit, forgery, sham
مشابه: act, con, fraud, hoax, humbug, impostor, mock, phony, shoddy

- The painting is a fake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نقاشی جعلی - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نقاشی جعلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a person who pretends to feel, be, or be capable of something; faker.
مترادف: faker, phony
مشابه: charlatan, con man, confidence man, flimflammer, fraud, impostor, mountebank, quack, sham

(3) تعریف: in sports, a misleading maneuver.
مترادف: feint
صفت ( adjective )
• : تعریف: not genuine or authentic; deceptive in appearance.
مترادف: counterfeit, phony, sham
متضاد: authentic, genuine, true
مشابه: bogus, ersatz, false, fraudulent, imitation, mock, pinchbeck, plastic, quack, shoddy, spurious, synthetic

واژه fake در جمله های نمونه

1. fake fur
ترجمه خز مصنوعی

2. fake jewellery
ترجمه جواهر بدلی

3. a fake beard
ترجمه ریش دروغی

4. a fake passport
ترجمه پاسپورت جعلی

5. to fake someone out
ترجمه به کسی جاخالی دادن،یکدستی زدن به کسی،برگ زدن به کسی،حرکت وانمودین کردن،گول زدن

6. he is a fake and doesn't possess a grain of truth
ترجمه او آدم دغلکاری است و یک جو درستی در وجودش نیست.

7. Beware of the scalpers! You may get a fake ticket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بر حذر باشید از the! ممکنه یه بلیط الکی بگیری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مراقب باشید از scalpers! شما ممکن است یک بلیط جعلی دریافت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The painting was judged a fake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تابلوی نقاشی جعلی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقاشی به صورت جعلی محسوب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I fake a smile because I don't want you to worry about what I'm feeling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لبخند می‌زنم، چون نمی‌خواهم نگران چیزی که هستم نگران باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من لبخند را جعل میکنم زیرا نمیخواهم نگران احساساتت باشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The teapot looked old but was a recent fake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قوری پیر به نظر می‌رسید، اما تازگی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوری قهوه ای قدیمی بود ولی جعلی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Fake friends never betray in front of you. They always do it behind you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوستای جعلی هیچوقت جلوی تو خیانت نمی کنن اونا همیشه پشت سر تو اینکارو میکنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوستان جعلی هرگز در مقابل شما خیانت نمی کنند آنها همیشه این کار را پشت سر شما انجام می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Fake happiness until you feel it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شادی ساختگی تا وقتی که حسش کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوشبختی جعلی تا زمانی که احساس می کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You can fake a smile, but you can't fake your feelings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو می تونی یه لبخند ساختگی بزنی، اما نمی تونی احساساتت رو جعل کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید لبخند را جعل کنید، اما نمیتوانید احساسات خود را جعل کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A sharp-eyed shop assistant spotted the fake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک دستیار یک چشمی با چشم تقلبی آن را تشخیص داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معاون فروشگاهی تیز چشم، جعلی را دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Her psychologist turned out to be a fake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] روانشناس اون تبدیل به یه جعلی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روانشناسی او تبدیل به یک جعلی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. How can you tell a fake Vuitton handbag from the real thing?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از کجا می تونی یه کیف دستی تقلبی رو از یه چیز واقعی تعریف کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه می توان یک کیف دستی Vuitton جعلی از چیز واقعی را بیابید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fake

تقلید (اسم)
fake , simulation , farce , burlesque , imitation , emulation , mimicry , mime , mimesis
فریب دهنده (اسم)
cheat , fake , impostor , deceiver , cheater , gagger
ساختگی (اسم)
sham , fake , falsification , imitation , forgery , pastiche , postiche , pseud
جعل (اسم)
fiction , forge , fake , forging
جا زدن (فعل)
fake , foist
ساختن (فعل)
make , craft , establish , forge , fake , form , found , produce , create , construct , prepare , model , build , manufacture , fashion , invent , compose , falsify , fabricate
پیچیدن (فعل)
envelop , impact , twinge , fake , wind , resonate , tie up , fold , roll , swathe , wrap , muffle , screw , twist , nest , involve , swab , wattle , reverberate , enfold , complicate , furl , convolve , lap , infold , enwrap , tweak , kink , trindle
حلقه کردن (فعل)
fake , curl
وانمود کردن (فعل)
represent , assume , sham , look , affect , feign , pretend , fake , seem , feint , simulate , put on , dissemble , lead on , personate

معنی کلمه fake به انگلیسی

fake
• counterfeit, imitation, copy; deception; cheat, pretender, deceiver
• counterfeit, copy; impersonate, pretend; alter in order to deceive
• counterfeit, false
• a fake is something that is made to look like something valuable or real in order to deceive people. count noun here but can also be used as an adjective. e.g. ...a fake passport. he smuggled a fake bomb onto an aircraft and flew to the usa.
• if someone fakes something, they make it look like something valuable or real in order to deceive people.
• if you fake a feeling or reaction, you pretend that you are experiencing it.
fake it
• (slang) pretend, bluff
fake orgasm
• feigned sexual pleasure or excitement

fake را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fake

ssz ١٩:٣٥ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
ساده تر (قلابی)دروغین و فریب دهنده
خودتون بیشتر دنبالش بگردین تا مطمعن شین
|

azyxgb ٢٠:٣٠ - ١٣٩٦/٠٩/٠٨
گول زدن کسی،ریا
|

پرناز خواهر ناهید ١٧:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
جعلی به نوشته کاذب کسی که خود را جای دیگری میگذارد و نوشته های غرض آلود تایپ می کند لطفا در نبود بنده نوشته ی با وانمود کردن بنده جعلی نکنید
|

آرمین مظاهری ١٦:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٥
جعلی
|

Akbari ١٩:٢١ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
غیراصلی_نامرغوب
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠١/٠٨
دروغی ، ناراست ، ناراستین ، وانمودی ، وانمودین ، ناواقعی ، ناحقیقی

[خودمانی و عامیانه]
الکی ، چاخان
|

هتاو نصیری ١٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠١/١٢
ظاهر سازی
ادا درآوردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی fake



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fake
کلمه : fake
املای فارسی : فیک
اشتباه تایپی : بشنث
عکس fake : در گوگل


آیا معنی fake مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )