انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 893 100 1

بررسی کلمه far fetched

صفت ( adjective )
• : تعریف: improbable or unlikely; exaggerated; irrelevant.
مشابه: fantastic, incredible

- a far-fetched explanation
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک توضیح خیلی مهم …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک توضیح جالب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه far fetched به انگلیسی

far fetched
• improbable, implausible, unlikely, fantastic, doubtful
• a far-fetched story, idea, or plan is exaggerated or unlikely.
far fetched argument
• improbable assertion, implausible claim, ungrounded argument

far fetched را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی far fetched



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی far fetched
کلمه : far fetched
املای فارسی : فر فتچد
اشتباه تایپی : بشق بثفزاثی
عکس far fetched : در گوگل


آیا معنی far fetched مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )