برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1349 100 1

feedback loop

/ˈfiːdˌbækˈluːp/ /ˈfiːdbækluːp/

حلقه باز خوردی

واژه feedback loop در جمله های نمونه

1. Conceptually, the electrical negative feedback loop is a toilet flusher or thermostat.
[ترجمه ترگمان]از نظر مفهومی، حلقه بازخورد منفی الکتریکی یک flusher یا ترموستات است
[ترجمه گوگل]به طور مفهومی، حلقه بازخورد منفی الکتریکی یک فریزر توالت یا ترموستات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This closes the positive feedback loop, because the more the bridge sways, the more force people exert to keeping standing.
[ترجمه ترگمان]این باعث بسته شدن حلقه بازخورد مثبت می‌شود، چون هر چه پل بیشتر تکان بخورد، افراد بیشتری برای ایستادن تلاش می‌کنند
[ترجمه گوگل]این حلقه بازخورد مثبت را بسته است؛ چرا که بیشتر پلها سرازیر میشوند، نیروهای بیشتری نیروهای خود را به ایستادگی هدایت میکنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For that, one needs some kind of feedback loop.
[ترجمه ترگمان]برای آن، فرد به نوعی از حلقه بازخورد نیاز دارد
[ترجمه گوگل]برای آن نیاز به یک نوع حلقه بازخورد وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You might expect a rapid feedback loop that's friendly to the developer experience to be hostile to production ...

معنی feedback loop در دیکشنری تخصصی

feedback loop
[ریاضیات] جریان انعکاسی، حلقه ی پس خور، بازخورد حلقوی، حلقه ی پس خورنده

feedback loop را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی feedback loop
کلمه : feedback loop
املای فارسی : فیدبک لوپ
اشتباه تایپی : بثثیذشزن مخخح
عکس feedback loop : در گوگل

آیا معنی feedback loop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )