انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 718 100 1

fender

تلفظ fender
تلفظ fender به آمریکایی/ˈfendər/ تلفظ fender به انگلیسی/ˈfendə/

معنی: سپر، پیش بخاری، حایل، گلگیر، ضربه گیر
معانی دیگر: (هرچیزی که چیز دیگری را می پوشاند یا حفظ می کند) حفاظ، (دوچرخه و غیره) گلگیر، (اتومبیل و تراموا و لوکوموتیو) سپر، توری یا نرده ی جلو شومینه، (کشتی) دفرا، تکانگیر، تکانه گیر، ضربت گیر

بررسی کلمه fender

اسم ( noun )
مشتقات: fendered (adj.)
(1) تعریف: a usu. metal guard over the wheel of a truck, car, bicycle, or the like.

- The bicycle's fenders were spattered with mud.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دمپایی های دوچرخه با گلدان ها پراکنده شدند.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The car is in good condition with only a small dent in the fender.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این ماشین در شرایط خوب است و تنها با یک چاله کوچک در بال عقب.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a heavy guard on the front of a locomotive or streetcar, to push obstacles away.

(3) تعریف: an object of rubber, fiber, wood, or other material hung from the side of a vessel to prevent contact between the side and other surfaces.

(4) تعریف: a low metal guard in front of a fireplace.

(5) تعریف: one who fends or wards off.

واژه fender در جمله های نمونه

1. fender bracket
ترجمه سگدست سپر

2. a deep dint in the car fender
ترجمه فرورفتگی عمیق در گلگیر اتومبیل

3. the rosebush cut grooves on the car's fender
ترجمه بته‌ی گل سرخ گلگیر ماشین را شیار انداخت.

4. The impact dented our car's fender.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تأثیر ضربه گیر اتومبیل ما از بین رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His car bruised the auto fender of my car.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشینش کوره خودروی ماشین من را سوزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The front left fender was smashed and rubbing against the wheel.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالش چپ جلو درهم شکست و مالش در برابر چرخ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I could barely walk and went from car fender to telephone post to wall.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به سختی می توانستم پیاده روی کنم و از تیراندازی اتومبیل رفتم تا پست را به دیوار تلفن بفرستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Each fender is designed to fit the customer's fireplace and there is an almost infinite combination of styles and materials available.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر ورقه طراحی شده است به تناسب شومینه مشتری و ترکیبی تقریبا بی نهایت از سبک ها و مواد موجود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He was pulling on the front left fender, which was smashed and rubbing against the wheel.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی صندلی جلو چپش کشید، که در برابر چرخ چرخیده و مالش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It was actually made by the Fender custom shop and it's very similar to the Eric Clapton model.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این در واقع توسط فروشگاه سفارشی Fender ساخته شده است و بسیار مشابه مدل اریک کلاپتون است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Mildred Fender was in sequins with large feather earrings and a ten-gallon hat.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میلتدر فندر در شمعدانی با گوشواره های پر آویز بزرگ و کلاه ده گالن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Leaning against the fender, beside their booted feet, was a single AK4
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر خلاف پره ها، در کنار پاهای بوت شده، تنها AK4 بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Fender left-handed Jazz guitar with case, £27
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فندر گیتار جاز چپ دست با پرونده، 27 پوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Traditional fender and cast iron canopy in a choice of two trim finishes: black or brass.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساندویچ کمان و چدن در انتخاب دو ترمینال: بلوز یا برنج
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fender

سپر (اسم)
buckler , aegis , shield , bumper , fender , buffer , shock absorber , screen , targe , escutcheon , scutcheon
پیش بخاری (اسم)
fender , andiron
حایل (اسم)
fender , becket
گلگیر (اسم)
fender , mudguard , splash guard
ضربه گیر (اسم)
fender

معنی عبارات مرتبط با fender به فارسی

(امریکا ـ خودمانی) تصادف جزئی (اتومبیل)

معنی fender در دیکشنری تخصصی

fender
[عمران و معماری] حایل - سپر - گلگیر
[عمران و معماری] جدول محافظ
[عمران و معماری] شمع حفاظی - شمع ضربه گیر
[زمین شناسی] شمع حفاظی ، شمع ضربه گیر
[نساجی] صفحه مورب پشت سرپوش دافر

معنی کلمه fender به انگلیسی

fender
• company and brand name of electric guitars and amplifiers (based in santa anna, california)
• bumper, object placed on the side of a vehicle to prevent contact with other objects; mudguard; metal screen for a fireplace; one who repels or repulses
• a fender is a low metal wall that surrounds a fireplace.
• a fender is also a fireguard.
• a fender is also a solid but soft object, such as an old tyre or a coil of rope, which hangs over the side of a boat to protect it when it comes alongside other boats or a harbour wall.
• in american english, a fender is a wing of a car.
fender bender
• minor traffic accident

fender را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی fender



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Soorooshpakaein > Seek out
اریا > قلعه و حصار
Marzieh > crank caller
Yaser > assistant referee
مریم > آتیار
امیر محمد > peacekeeper
پریسا > bring
ارس > ماد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی fender
کلمه : fender
املای فارسی : فندر
اشتباه تایپی : بثدیثق
عکس fender : در گوگل


آیا معنی fender مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )