برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

fever

/ˈfiːvər/ /ˈfiːvə/

معنی: هیجان، تب، مطبقه، تب دار کردن
معانی دیگر: بیماری تب آور، شور، جوش و خروش، گرمش، تب دار کردن یا شدن

بررسی کلمه fever

اسم ( noun )
(1) تعریف: an above-normal body temperature, usu. caused by illness.
متضاد: chill

- She has a headache and a high fever.
[ترجمه یاشار] آن دختر سردردو تب شدید دارد
|
[ترجمه الینا احمدی🌉] این دختر سردرد و تب شدیدی دارد
|
[ترجمه ترگمان] سردرد و تب شدیدی دارد
[ترجمه گوگل] او سردرد و تب بالا دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The fever is still going up.
[ترجمه ترگمان] تب هنوز داره بالا میاد
[ترجمه گوگل] تب همچنان ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His fever has gone down, and there is no need to worry anymore.
...

واژه fever در جمله های نمونه

1. fever indicates illness
تب نشانه‌ی بیماری است.

2. fever and chills
تب و لرز

3. high fever
تب شدید

4. low fever
تب خفیف

5. low-grade fever
تب خفیف

6. obstinate fever
تب دیر پای (مداوم)

7. typhoid fever
حصبه

8. yellow fever
تب زرد

9. a high fever that intermitted regularly
تب شدیدی که مرتبا تکرار می‌شد

10. a periodic fever
تب ادواری

11. a slight fever
تب خفیف

12. the child's fever subsided
تب کودک فروکش کرد.

13. the child's fever was high and he was sweating
تب کودک شدید بود و داشت عرق می‌کرد.

14. the patient's fever went up and she became delirious
تب بیمار بالا رفت و دچار هذیان شد.

15. when a fever is alleviated and its alleviation is through a fragrant and clean distillation
...

مترادف fever

هیجان (اسم)
fit , fret , boil , excitation , agitation , excitement , thrill , frenzy , dither , titillation , fission , ignition , tornado , fever , tempest , lather , hysterics , unco , snit , stour
تب (اسم)
fever , pyrexia
مطبقه (اسم)
fever
تب دار کردن (فعل)
fever

معنی عبارات مرتبط با fever به فارسی

تب و لرز
تبخال (cold sore هم می گویند)
گرمی تب
گل افشان
(مالاریای شدید که ویژگی آن تپش تند قلب و سیاه شدن پیشاب است) تب سیاه آب
گوزیدن، چسیدن، گوز دادن، ضرطه دادن، رجوع شود به: dengue
(امریکا - عامیانه - در میان شکارچیان) هیجان شکارچی مبتدی در اثر دیدن شکار، هیجان شکارچی تازه کار در مقابل شکار
ملالت و تشویش (و غیره) که در اثر زیستن در اتاق کوچک و کم نور و یا در جای دور افتاده (به ویژه در زمستان) حاصل می شود
رجوع شود به: texas fever
رجوع شود به: typhoid
محرقه، تیفوس
تب معده ای یاروده ای، حمای معده، حصبه
رجوع شود به: infectious mononucleosis
حرص زرجویی، اتش حرص که درجوی ...

معنی کلمه fever به انگلیسی

fever
• high body temperature; disease characterized by high body temperature; tension, excitement
• cause to develop a fever; excite, cause tension
• if you have a fever, your temperature is higher than usual because you are ill.
• a fever is also extreme excitement or agitation.
fever pitch
• if something is at fever pitch, it is characterized by a state of extreme excitement.
black water fever
• severe form of malaria found mostly in the tropics and characterized by dark colored urine
brain fever
• infection which causes inflammation of the brain
breakbone fever
• infectious disease characterized by a high fever and pain in the muscles and joints (occurs in tropic regions such as india, egypt, and the west indies), dengue
camp fever
• typhus fever
deer fly fever
• rabbit fever, tularemia, bacterial disease in animals which can be transmitted to humans by insects or by handling infected animals (symptoms include fever)
enteric fever
• typhoid fever, severe contagious disease which is caused due to bacteria in the small intestine caused by salmonella typhi
had a fever
• came down with a fever, suffered from a fever (abnormally increased body temperature)
hay fever
• allergy to some kinds of pollen that appear in the springtime
• hay fever is an allergy to pollen and grass which makes some people sneeze a lot.
hemorrhagic fever
• any of many diseases characterized by sudden attack of high fever and chills and by hemorrhage of capillaries ...

fever را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Parmida
مریضی که همراه با تب شدید است
Aaaa
تو و سر درد
Aaaa
تب و سر درد
S
چشم قرمزی
masipakad
(بیماری)مخملک
Raha
تب داشتن
Mr
بیماری که همراه با تب است
2345
تب کردن
Johnny
عقده چیزی داشتن
Amir Mahdi Amiri
تب داشتن دمای بالا
امیررضا رحیم زاده
تب داشتن دمای بالا
فاطمه بانو
هیجان . ودر اصل میشه گفت: تب
haker
هیجان زیادو به نوعی تب شدید
سودابه اکرم مطهره مظاهری کلهرودی
گرمازده؛
درونی پر از آتش
اتفاقا بوسیله فیور که در دندانپزشکی دستگاهی است به نام فور امیدوارم با دمای کنترل شده با بدن بیمار کرونایی این معضل اجتماع و خانواده ها ویروس کرونا از طریق این دستگاه ها وبصورت وارد کردن ومنهدم کردن ویروس بصورت لیزری ودمای متناسب با بدن فرد بیمار وحتی ساختن واکسنی که این گرما را از هورمون اسب ودمای اسب بخار گرفته وواردبدن شود &&&&&&&&&&&🌹🍃🌹

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fever
کلمه : fever
املای فارسی : فور
اشتباه تایپی : بثرثق
عکس fever : در گوگل

آیا معنی fever مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )