انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

بررسی کلمه fibrillation

اسم ( noun )
(1) تعریف: involuntary and uncoordinated rapid twitching of muscle fibrils, esp. in the heart muscles.

(2) تعریف: the act or process of forming fibrils.

واژه fibrillation در جمله های نمونه

1. The low incidence of early ventricular fibrillation is probably due to a more gradual opening of the vessel than was once thought.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمال پایین فیبریلاسیون دهلیزی احتمالا ناشی از باز شدن تدریجی کشتی نسبت به زمانی است که قبلا تصور می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمال ابتلا به فیبریلاسیون بطنی زودرس احتمالا ناشی از باز شدن تدریجی عروق خونی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Curtin etal reported ventricular fibrillation in a 42-year-old woman within 3 min of injection, thought to have been induced by vasospasm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Curtin etal، فیبریلاسیون دهلیزی را در یک زن ۴۲ ساله در عرض ۳ دقیقه از تزریق گزارش کرد و تصور کرد که توسط vasospasm القا شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Curtin etal فیبریلاسیون بطنی را در یک خانم 42 ساله در طی 3 دقیقه تزریق گزارش کرد، که به نظر میرسد توسط واسپاسم ایجاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In over 80% there is ventricular fibrillation, which carries a high chance of survival given early defibrillation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بیش از ۸۰ % این فیبریلاسیون دهلیزی است، که شانس بالایی برای بقا در defibrillation اولیه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بیش از 80٪، فیبریلاسیون بطنی وجود دارد، که با توجه به زودهنگری دفیبریلاسیون، شانس بالایی از بقا را در بر می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Catheter ablation of atrial fibrillation is usually done with complex technique and long time of radiation, and radioprotection can not be overlooked thereby.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Catheter ablation از فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و زمان طولانی تشعشع انجام می‌شود و radioprotection نمی‌تواند نادیده گرفته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تخلیه کاتتر فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و طولانی مدت تابش انجام می شود و از این رو حفاظت از رادیو را نمی توان نادیده گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Alendronate; Raloxifene; Atrial fibrillation; Stroke; acute myocardial infarction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Alendronate؛ Raloxifene؛ Atrial؛ حمله، حمله شدید و acute
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آلندرونات؛ رالوکسیفن؛ فیبریلاسیون دهلیزی؛ سکته مغزی انفارکتوس حاد قلب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The spontaneous activities such as fibrillation and positive sharp wave could be observed when myopathic patients held their breath.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فعالیت‌های خود به خودی مانند فیبریلاسیون و موج شدید مثبت را می توان هنگامی مشاهده کرد که myopathic بیمار تنفس خود را حفظ کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فعالیت های خود به خودی مانند فیبریلاسیون و موج تیز مثبت می تواند مشاهده شود که بیماران میوپاتی نفس خود را حفظ می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Atrial fibrillation and sinus tachycardia may worsen hemodynamic change and heart function.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فیبریلاسیون دهلیزی و سینوس sinus ممکن است تغییر شکل و عملکرد قلب را تشدید کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیبریلاسیون دهلیزی و تاکیکاردی سینوسی ممکن است تغییرات همودینامیک و عملکرد قلب را بدتر کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Severe arrhythmias can trigger atrial fibrillation or ventricular fibrillation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آریتمی های شدید می‌توانند فیبریلاسیون دهلیزی یا فیبریلاسیون دهلیزی را تحریک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آریتمی های شدید می توانند فیبریلاسیون دهلیزی یا فیبریلاسیون بطنی را ایجاد کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There were higher incidences of atrial fibrillation, hypokalemia, and headache in the levosimendan group.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمال فیبریلاسیون دهلیزی، hypokalemia و سردرد در گروه levosimendan وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در گروه لوزیمندان بیشترین میزان فیبریلاسیون دهلیزی، هیپوکالمی و سردرد وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I ordered drugs for ventricular fibrillation and requested that electrical paddles be readied.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من سفارش مواد مخدر برای فیبریلاسیون دهلیزی را دادم و تقاضا کردم که پارو الکتریکی آماده شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من داروهای فیبریلاسیون بطنی را سفارش دادم و خواستار آماده سازی الوار های الکتریکی شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Objective Investigate the effects of atrial fibrillation on the cerebral infraction prognosis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف بررسی اثرات فیبریلاسیون دهلیزی در درمان آسیب‌های مغزی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف بررسی اثرات فیبریلاسیون دهلیزی بر پیش آگهی ضایعه مغزی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Survivors of sudden cardiac death: a rational approach to evaluation and therapy of patients surviving ventricular fibrillation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازماندگان مرگ ناگهانی قلبی: یک رویکرد منطقی برای ارزیابی و درمان فیبریلاسیون دهلیزی توسط بیماران
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازماندگان مرگ ناگهانی قلب: یک رویکرد منطقی به ارزیابی و درمان بیماران باقی مانده فیبریلاسیون بطنی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Quantitative Pathological Study of Right Atrium Myocardium in Patients with Sustained Atrial Fibrillation and Rheumatic Disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطالعات کمی Pathological از دهلیز چپ در بیماران با atrial Fibrillation و Rheumatic پایدار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بررسی کمی آسیب شناختی میوکارد راست آتری در بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی پایدار و بیماری های روماتیسمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Conclusion: Xin An Di Bi Ji is ideal in preventing atrial fibrillation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری: ژین Di برای جلوگیری از فیبریلاسیون دهلیزی، ایده‌آل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه گیری: Xin An Di Bi Ji در جلوگیری از فیبریلاسیون دهلیزی ایده آل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The immediate reversal of the cardiac arrhythmia after epinephrine administration in this case suggests a direct relationship between the atrial fibrillation and the anaphylactic response.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برگشت فوری آریتمی قلبی پس از administration اپی epinephrine در این مورد رابطه مستقیمی میان فیبریلاسیون دهلیزی و واکنش anaphylactic نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییر فوری آریتمی قلبی پس از استفاده از اپی نفرین در این مورد نشان می دهد که رابطه مستقیم بین فیبریلاسیون دهلیزی و پاسخ آنافیلاکتیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fibrillation

تشکیل الیاف (اسم)
fibrillation
رشتهرشته سازی (اسم)
fibrillation
انقباض بی نظم رشته های عضلانی (اسم)
fibrillation

معنی fibrillation در دیکشنری تخصصی

fibrillation
[پلیمر] لیفچه ای شدن

معنی کلمه fibrillation به انگلیسی

fibrillation
• twitching of the muscles (medicine)

fibrillation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fibrillation

Elham ١٨:٠٤ - ١٣٩٦/٠٩/٠٣
ریش ریش شدن
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
[پزشکی]

تار لرز ، تار لرزی
|

پیشنهاد شما درباره معنی fibrillation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی fibrillation
کلمه : fibrillation
املای فارسی : فیبریللتین
اشتباه تایپی : بهذقهممشفهخد
عکس fibrillation : در گوگل


آیا معنی fibrillation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )