برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

finish with

/ˈfɪnɪʃ wɪð/ /ˈfɪnɪʃ wɪð/

1- تمام کردن، کامل کردن 2- قهر کردن با، قطع رابطه کردن با، کاری به کار کسی نداشتن

واژه finish with در جمله های نمونه

1. My boyfriend was threatening to finish with me.
[ترجمه ترگمان]دوست پسرم داشت تهدید می‌کرد که کارم رو تموم کنه
[ترجمه گوگل]دوست پسر من تهدید به پایان دادن به من بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. So I told him I wanted to finish with him.
[ترجمه ترگمان] واسه همین بهش گفتم که میخوام باه‌اش تموم کنم
[ترجمه گوگل]بنابراین من به او گفتم می خواهم با او بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She should finish with him he treats her very badly.
[ترجمه ترگمان]باید باه‌اش تموم کنه با اون خیلی بد رفتار می کنه
[ترجمه گوگل]او باید با او به پایان برسد، او بسیار بد رفتار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Set on a cool wash and finish with a short spin.
[ترجمه ترگمان]روی یک شستشوی سرد بگذارید و با یک چرخش کوتاه تمام شود
[ترجمه گوگل]روی یخچال خنک بگذارید و با یک چرخش کوتاه پایان دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه finish with به انگلیسی

finish with
• end, terminate; stopped relations with

finish with را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
دیگر به چیزی نیاز نداشتن
محدثه فرومدی
کار کسی با چیزی تمام شدن
Could I see the newspaper when you finish with it : وقتی کارت با روزنامه تموم شد می‌تونم ببینمش؟

تمام کردن با، به هم زدن با
When I finish with him he'll be sorry : وقتی باهاش تموم کنم/باهاش به هم بزنم پشیمون میشه

کار کسی را تمام کردن با
finished the horse with a bullet : با یه گلوله کار اسب رو تموم کرد

پایان یافتن/گرفتن با، به پایان/انتها رسیدن با
a story that finishes with a twist : داستانی که با تغییری ناگهانی پایان می‌گیره
we finish with a world of duplicate cities : ما با جهانی از شهرهای همسان به انتها می‌رسیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی finish with
کلمه : finish with
املای فارسی : فینیش وید
اشتباه تایپی : بهدهسا صهفا
عکس finish with : در گوگل

آیا معنی finish with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )