برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

firmament

/ˈfɜːrməmənt/ /ˈfɜːməmənt/

معنی: فلک، آسمان، گنبد اسمان
معانی دیگر: (بیشتر شاعرانه) آسمان، گردون، گرزمان، گردان سپهر، فلک افلاک

بررسی کلمه firmament

اسم ( noun )
• : تعریف: the entire arch of the sky; heavens.
مشابه: heaven

- The rainbow stretched across the firmament.
[ترجمه lk] رنگین کمان روی آسمان گسترده شد.
|
[ترجمه ترگمان] رنگین‌کمان روی آسمان گسترده می‌شد
[ترجمه گوگل] رنگین کمان در سراسر قلب کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه firmament در جمله های نمونه

1. an infinite firmament . . .
(رودکی) گنبدی نهمار . . .

2. if like the lord, i had control over the firmament . . .
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان . . .

3. There are no stars in the firmament.
[ترجمه ترگمان]در آسمان ستاره‌ای وجود ندارد
[ترجمه گوگل]ستاره ای در آسمان وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was one of the stars in the firmament, one of the brightest, and he will be missed.
[ترجمه ترگمان]او یکی از ستارگان آسمان بود، یکی از brightest و دلش برای او تنگ خواهد شد
[ترجمه گوگل]او یکی از ستارگان در آسمان، یکی از روشن ترین ها بود، و او از دست خواهد رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A new star had shot into the musical firmament.
[ترجمه ترگمان]یک ستاره جدید به آسمان موسیقی وارد شده بود
[ترجمه گوگل]یک ستاره جدید به قلب موسیقی شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They were luminous planets in a remote firmament, brilliant ...

مترادف firmament

فلک (اسم)
destiny , welkin , fate , heaven , sphere , sky , doom , firmament , felucca
آسمان (اسم)
height , welkin , heaven , loft , sky , firmament , olympus
گنبد اسمان (اسم)
firmament

معنی کلمه firmament به انگلیسی

firmament
• heavens, skies
• the firmament is the sky or the heavens; a literary word.

firmament را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی firmament
کلمه : firmament
املای فارسی : فیرممنت
اشتباه تایپی : بهقئشئثدف
عکس firmament : در گوگل

آیا معنی firmament مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )