برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1224 100 1

flag down

واژه flag down در جمله های نمونه

1. He managed to flag down a passing motorist.
[ترجمه ترگمان]اون موفق شد یه ماشین سواری بده پایین
[ترجمه گوگل]او توانست راننده رانندگی را پر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We take the flag down at sunset.
[ترجمه ترگمان]موقع غروب آفتاب پرچم را پایین می‌کشیم
[ترجمه گوگل]ما پرچم را در غروب خورشید می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I managed to flag down a passing police car.
[ترجمه ترگمان] تونستم یه ماشین پلیس رو ردیابی کنم
[ترجمه گوگل]من موفق به پرچم یک ماشین پلیس عبور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Go and flag down a cab, otherwise you will be late for the flick.
[ترجمه ترگمان]برو و یک تاکسی بگیر، وگرنه دیر می‌رسی
[ترجمه گوگل]برو و پرچم پایین یک کابین، در غیر این صورت شما خواهد شد برای تلنگر دیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

معنی کلمه flag down به انگلیسی

flag down
• signal someone to stop

flag down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوروش عزیزی
Flag somebody/something down
to make the driver of a vehicle stop by waving at them
Longman dictionary

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی flag down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )