انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 899 100 1

بررسی کلمه flaming

صفت ( adjective )
مشتقات: flamingly (adv.)
(1) تعریف: full of flames; blazing.
مشابه: ablaze, burning

(2) تعریف: like a flame in color or brilliance.
مشابه: ablaze

(3) تعریف: intense or ardent.
مشابه: ardent, burning, intense

- flaming passion
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شور و شوق آتشین،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شور و شعف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: (informal) extravagant, striking, or flagrant.

- flaming stupidity
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حماقت شعله‌ور،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حماقت شعله ور
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه flaming در جمله های نمونه

1. flaming colors
ترجمه رنگ‌های آتشی

2. a flaming fire
ترجمه آتش پر زبانه

3. a flaming love
ترجمه عشق آتشین

4. a flaming speech
ترجمه سخنرانی پر حرارت

5. the flaming building suddenly disintegrated
ترجمه ساختمان شعله‌ور ناگهان فرو ریخت.

6. what a flaming liar!
ترجمه چه دروغگوی قهاری‌!

7. her eyes were flaming furiously
ترجمه شراره‌های خشم از چشمانش می بارید.

8. his face was flaming with anger
ترجمه چهره اش از خشم قرمز شده بود (خشم از سیمایش می بارید. )

9. The plane, which was full of fuel, scattered flaming fragments over a large area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما که پر از سوخت بود قطعات پراکنده روی یک منطقه بزرگ پخش شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما که پر از سوخت بود، قطعات پلاستیکی پراکنده در یک منطقه وسیع بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Put that down you flaming idiot!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]! اون رو بذار زمین، احمق شعله‌ور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قرار دادن آن به شما فتنه انگیز احمقانه!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She stared back at him, her cheeks flaming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به او خیره شد، گونه‌هایش مشتعل بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به او نگاه کرد، گونه هایش شعله ور بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The girl felt a call coming like a flaming arrow across the dingy coffee bar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دختر احساس کرد که مثل تیری که از آن سوی بار قهوه کثیف وارد شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دختر یک تماس با یک پیکان شعله ور در سراسر نوار قهوه ناهنجار داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Flaming your boss really isn't a good idea, however angry you are.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر چه این قدر عصبانی هستی که رئیس your اصلا فکر خوبی نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شعله ور شدن رئیس شما واقعا ایده خوبی نیست، با این وجود عصبانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In a matter of minutes, the flaming liquid was flowing through the corridors of the fort.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عرض چند دقیقه مایع سوزان از راهروهای قلعه سرازیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عرض چند دقیقه، مایع شعله ور از طریق راهروهای قلعه جریان می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He hunkered down beside her just as a flaming beam from the ceiling crashed to the ground only inches away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او درست در کنار او روی زمین نشست، درست مثل یک تیر آتشین از سقف به زمین افتاد و فقط چند اینچ آن طرف‌تر برخورد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او را در کنار او گذاشت، درست مثل یک پرتو شعله ای از سقف، فقط به چند سانتی متر به زمین افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه flaming به انگلیسی

flaming
• burning, fiery; glorious; shining; passionate, intense; gay, homosexual (derogatory slang)
• flaming things are burning and producing flames.
• something that is flaming red or flaming orange is very bright in colour.

flaming را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی flaming

ebitaheri@gmail.com ١٦:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/٠٧
سوزان ، زبانه‌کِشان ، شعله‌کُنان
|

پیشنهاد شما درباره معنی flaming



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی flaming
کلمه : flaming
املای فارسی : فلمینگ
اشتباه تایپی : بمشئهدل
عکس flaming : در گوگل


آیا معنی flaming مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )