برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

flatten out


1- پهن کردن یا شدن، تخت کردن یا شدن 2- (هواپیمایی) موازی با زمین پرواز کردن (level off هم می گویند)

واژه flatten out در جمله های نمونه

1. The wrinkled silk will flatten out again if you iron it.
[ترجمه ترگمان]اگر آهن آن را اتو کنی، ابریشم چروکیده دوباره بیرون خواهد جست
[ترجمه گوگل]ابریشم چروکیده اگر دوباره آن را تمیز کنید، دوباره صاف می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The hills flatten out here, and the ground is almost level.
[ترجمه ترگمان]تپه‌ها اینجا مسطح می‌شود و زمین تقریبا مسطح است
[ترجمه گوگل]تپه ها از اینجا پراکنده اند و زمین تقریبا سطح دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Export growth has started to flatten out.
[ترجمه ترگمان]رشد صادرات شروع به پهن شدن کرده‌است
[ترجمه گوگل]رشد صادرات شروع به صاف کردن کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The biscuits will flatten out as they cook.
[ترجمه ترگمان]وقتی آشپز غذا درست می‌کند، بیسکویت‌ها تمام خواهند شد
[ترجمه گوگل]بیسکویت آنها را طبخ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

flatten out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sina
جلوگیری یا متوقف کردن از بالا رفتن یا کاهش یافتن و در همان سطح قبلی ماندن ( قیمت سهام ، مسکن و ...)
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
ر.ک.crushed under a heel.محمدرضا ایوبی صانع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی flatten out
کلمه : flatten out
املای فارسی : فلتن آوت
اشتباه تایپی : بمشففثد خعف
عکس flatten out : در گوگل

آیا معنی flatten out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )