انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1070 100 1

flaunt

تلفظ flaunt
تلفظ flaunt به آمریکایی/ˈflɒnt/ تلفظ flaunt به انگلیسی/flɔːnt/

معنی: جلوه، خود نمایی کردن، جولان دادن، به رخ کشیدن، بالیدن
معانی دیگر: لافیدن، پز دادن، چمیدن، نازیدن، شکوهیدن، لاپ آمدن، به اهتزاز درآوردن، (در هوا) جنباندن، تکان دادن، به ر  کشیدن، خرامیدن، خودنمایی

بررسی کلمه flaunt

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: flaunts, flaunting, flaunted
• : تعریف: to display ostentatiously; show off.
مترادف: brandish, display, parade, show off
متضاد: hide
مشابه: advertise, exhibit, flourish, sport, spotlight

- She flaunted her diamond ring whenever she got the chance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هر وقت شانسش را داشت حلقه الماس خود را به نمایش می‌گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هر وقت شانس آورد، حلقه الماس او را فریب داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to display oneself ostentatiously; show oneself off.
مترادف: parade, show off
مشابه: boast, brag, strut, swagger
اسم ( noun )
مشتقات: flauntingly (adv.), flaunter (n.)
• : تعریف: an act of flaunting.
مترادف: display
مشابه: exhibit, show

واژه flaunt در جمله های نمونه

1. It's exhibitionism to flaunt wealth so blatantly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این exhibitionism است که ثروت را به معرض نمایش بگذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نمایشگرایی است که به طرز محرمانه ای سرزنده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The banquet gave the chef a chance to flaunt his talents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ضیافت به سرآشپز فرصتی داده بود تا استعدادش را به نمایش بگذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ضیافت به سرآشپه فرصتی داد تا استعدادهای خود را به او جلب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He's very rich, but he doesn't like to flaunt his wealth or waste his money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خیلی ثروتمند است، اما دوست ندارد ثروت خود را به نمایش بگذارد یا پولش را هدر بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسیار غنی است، اما او دوست ندارد که ثروت خود را سرزنش کند یا پولش را خراب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They do not flaunt political commitments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها تعهدات سیاسی را به معرض نمایش نمی‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها تعهدات سیاسی را نمی فهمند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. If you've got it, flaunt it!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر آن را دارید، آن را به نمایش بگذارید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر آن را داشته باشید، آن را جالب کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. While the rich could flaunt their wealth the numerous urban poor lived in a state of penury.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که ثروتمندان می‌توانستند ثروت خود را به معرض نمایش بگذارند، مردم فقیر شهری با فقر و تنگدستی زندگی می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالیکه ثروتمندان می توانند ثروت خود را فریب دهند، فقر شهری متعدد در فقر زندگی می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. My view is, if you've got it, flaunt it!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نظر من این است که اگر آن را داشته باشید، آن را به نمایش بگذارید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیدگاه من این است که اگر شما آن را داشته باشید، آن را عاشق شوید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Flaunt the new fragrances: Feminite de Bois by Shiseido is alluringly woody.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از بوهای جدید استفاده کنید: Feminite de Bois توسط Shiseido به طور فریبنده‌ای woody است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طعم عطرهای جدید: Feminite de Bois توسط Shiseido به طرز محسوسی چوبدار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It certainly was a curious experience to flaunt one's religion in the face of London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقعا تجربه عجیبی بود که دین خود را در چهره لندن به نمایش می‌گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا یک تجربه کنجکاو بود تا دین خود را در مقابل لندن سوق دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And I suppose you have not chosen to flaunt yourself as an heiress in society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و گمان می‌کنم که تو خود را برای خودنمایی به عنوان یک دختر در اجتماع انتخاب نکرده‌ای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و من فکر می کنم شما انتخاب نکرده اید که خود را به عنوان یک وارث در جامعه شناخته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Job screeners later said Roscoe, 5 seemed to flaunt his lack of technical knowledge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]screeners ایوب بعدا گفت که Roscoe ۵ به نظر می‌رسد که فقدان دانش فنی را به نمایش می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعدها بازرسان وظیفه گفتند Roscoe، 5 به نظر می رسد که کمبود دانش فنی خود را غافلگیر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She doesn't flaunt the dextrous dazzle of Sylvie Guillem, nor does she move with the reckless physicality of Darcey Bussell.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمی خندد دگرساز خیره Sylvie Guillem، و نه با چهره بی پروا Darcey Bussell حرکت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Flaunt your age and you must not have much longer to live.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این سن و سال تو و سن و سال تو نباید زیاد زندگی کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عاشق سن خود و شما باید خیلی طولانی تر برای زندگی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He's got a lot of money but he doesn't flaunt it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پول زیادی دارد، اما آن را به هدر نمی‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مقدار زیادی پول می گیرد اما او آن را نمی فهمند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Don't worry about what other people think! As my grandmother always used to say, 'if you've got it, flaunt it'!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگران اون چیزی نباش که دیگران فکر می‌کنن! همان طور که مادربزرگم عادت داشت بگوید، اگر آن را داشته باشی، آن را به نمایش بگذاری!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگران نباشید که دیگران فکر می کنند! همانطور که مادربزرگم هميشه گفته بود، 'اگر آن را داشته باشي، آن را عصباني کن'!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف flaunt

جلوه (اسم)
display , sight , show , seeming , parade , flourish , luster , flaunt , bravery , flash , showing , resplendence , resplendency
خود نمایی کردن (فعل)
pose , spark , grandstand , flaunt , dash , show off , posture
جولان دادن (فعل)
flaunt
به رخ کشیدن (فعل)
boast , flaunt
بالیدن (فعل)
pique , brave , pride , magnify , grow , glory , boast , flaunt , brag , preen , plume , set up

معنی کلمه flaunt به انگلیسی

flaunt
• show off, boast, display showily
• if you flaunt something that you possess, you display it in a very obvious way.

flaunt را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

SuperSU ١٩:١٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
جار زدن
|

RAM ١٣:٥٨ - ١٣٩٨/٠١/١٩
به نمایش گذاشتن ثروت و تجملات
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦
نقض كردن، زير پا گذاشتن
|

بزرگ زاده ٠٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
رونمایی کردن،
به نمایش گذاشتن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی flaunt
کلمه : flaunt
املای فارسی : فلونت
اشتباه تایپی : بمشعدف
عکس flaunt : در گوگل


آیا معنی flaunt مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )