برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1354 100 1

fledgling

/ˈfledʒlɪŋ/ /ˈfledʒlɪŋ/

معنی: جوجه تازه پر و بال دراورده
معانی دیگر: (جوان کم تجربه) نورسته، تازه کار، ناشی (انگلیس: fledgeling)، جوجه، نوپر، نوبال، تازه پر درآورده، نوچه

بررسی کلمه fledgling

اسم ( noun )
(1) تعریف: a young bird that has just grown flight feathers or learned to fly.

- Some of the fledglings seemed reluctant to fly from the nest.
[ترجمه ترگمان] بعضی از the میلی به پرواز از لانه نداشتند
[ترجمه گوگل] بعضی از بچه ها به شدت از لانه پرواز می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an inexperienced or young person.
مشابه: novice

- She was just a fledgling in the business and had a lot to learn.
[ترجمه ترگمان] او فقط یک بچه نوپا بود و خیلی چیزها را یاد گرفته بود
[ترجمه گوگل] او فقط یک تازه کار در کسب و کار بود و تا به حال بسیاری برای یادگیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه fledgling در جمله های نمونه

1. a fledgling actor
بازیگر تازه کار

2. The current economic climate is particularly difficult for fledgling businesses.
[ترجمه ترگمان]آب و هوای کنونی به ویژه برای کسب و کاره‌ای نوپا مشکل است
[ترجمه گوگل]آب و هوای اقتصادی فعلی برای کسب و کارهای جدید بسیار دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Computing becomes an end in itself as the fledgling hacker gets sucked into the loop between the human and the computer.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که یک هکر نوپا به حلقه بین انسان و رایانه وارد می‌شود، محاسبات به خودی خود به پایان می‌رسد
[ترجمه گوگل]محاسبات به پایان می رسد در خود به عنوان هکر نوپا می شود به حلقه بین انسان و کامپیوتر مکیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pan Am trained its fledgling stewardesses in Miami, Florida.
[ترجمه ترگمان]\"پن\" آموزش نوپای خود را در میامی، فلوریدا آموزش داد
[ترجمه گوگل]پان در حال حاضر هواپيماهاي نزولي خود را در ميامي، فلوريدا آموزش ميدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Software simulations ha ...

مترادف fledgling

جوجه تازه پر و بال دراورده (اسم)
fledgling

معنی کلمه fledgling به انگلیسی

fledgling
• young bird that cannot fly; inexperienced young person
• a fledgling is a young bird.
• you use fledgling to describe an inexperienced person, organization, or political system; used in formal written english.

fledgling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
تازه‌تأسيس
محمدرضا ایوبی صانع
​a young bird that has just learnt to fly .Ox
ملیکا
نوپا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fledgling
کلمه : fledgling
املای فارسی : فلدگلینگ
اشتباه تایپی : بمثیلمهدل
عکس fledgling : در گوگل

آیا معنی fledgling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )