برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1189 100 1

flies

واژه flies در جمله های نمونه

1. flies that attack young fruit in late spring
مگس‌هایی که در اواخر بهار به میوه‌ی نارس حمله می‌کنند

2. as flies to wanton boys, are we to the gods. . .
(شکسپیر) ما در مقابل خدایان همچون مگس در برابر کودکان بازیگوش هستیم. . .

3. he flies in today
او امروز با هواپیما وارد می‌شود.

4. like flies to wanton boys are we to the gods
(شکسپیر) نزد خدایان ما همچون مگس نزد کودکان بازیگوش هستیم.

5. this flies in the face of reason
این با عقل سلیم جور در نمی‌آید.

6. time flies
زمان زود می‌گذرد.

7. time flies
زمان زودگذر است

8. an airplane flies on a cushion of air
هواپیما بر بالشی از هوا پرواز می‌کند.

9. each ship flies its own country's flag
هر کشتی پرچم کشور خود را می‌افرازد.

10. (they are) like flies on something sweet
. . . مگسانند دور شیرینی

11. a machine that flies through the air
ماشینی که در هوا پرواز می‌کند

12. as the crow flies
سرراست،مستقیم

13. i swatted two of the flies on the table
...

معنی عبارات مرتبط با flies به فارسی

زمان زودگذر است

معنی کلمه flies به انگلیسی

as the crow flies
• in a direct line, straight across, in a bee-line
time flies
• time passes by extremely quickly

flies را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mana_fzl
پرواز
Mahshid Samadiii
یک نوع بیماری
Amir
پرواز کردن
علی مقدسی
مگس ها
Fatemeh
مگس ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی flies مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )