انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه fluent

صفت ( adjective )
مشتقات: fluently (adv.), fluency (n.)
(1) تعریف: speaking or writing easily and smoothly.
مترادف: articulate
مشابه: eloquent, glib, silver-tongued, smooth-spoken, smooth-tongued

- She is fluent in several languages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به چند زبان مسلط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در چند زبان مسلط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: spoken or written easily and smoothly.
مترادف: articulate
متضاد: inarticulate
مشابه: cogent, eloquent, euphonious, facile, glib, liquid, mellifluous, smooth-spoken

- a fluent after-dinner speech
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سخنرانی بعد از شام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سخنرانی پس از شام مسلط
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: graceful and smooth, as curves.
مترادف: fluid, graceful
متضاد: jerky
مشابه: mellifluous, sinuous, undulant

(4) تعریف: flowing, as a liquid.
مترادف: flowing, fluid, liquid, streaming
متضاد: halting
مشابه: effusive

واژه fluent در جمله های نمونه

1. the fluent style of sa'di
ترجمه سبک شیوای سعدی

2. her poetry's fluent and youthful style
ترجمه سبک روان و پرحرارت اشعار او

3. but he is not fluent in french
ترجمه ولی در فرانسه روان نیست.

4. if you have a b. a. in english, people will assume that you are fluent in english
ترجمه اگر لیسانسیه‌ی انگلیسی هستی مردم خواهند پنداشت که در انگلیسی روان هستی.

5. She studied eight foreign languages but is fluent in only six of them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هشت زبان خارجی را مطالعه کرد اما تنها در شش زبان انگلیسی مسلط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هشت زبان خارجی را مطالعه کرد، اما تنها در شش زبان مسلط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She is fluent in five languages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به پنج زبان مسلط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به پنج زبان مسلط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. 'Can he speak German?' 'Yes, he's fluent. '
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلمانی بلد است؟ - بله، روان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می تواند آلمانی صحبت کند؟ بله، او مسلط است '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She was fluent in English, French, and German.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلط بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلط بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Our tour leaders are all fluent in English.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبران سفر ما به زبان انگلیسی مسلط هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبران تور ما همه به زبان انگلیسی مسلط هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She's fluent in French.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به زبان فرانسه روان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به زبان فرانسه فرانسوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She rose with the fluent movement of an athlete.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با حرکت روان یک ورزش‌کار از جا برخاست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با حرکات روانی یک ورزشکار روبرو شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It happened/chanced that she spoke fluent Swahili.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتفاقا بر حسب تصادف به زبان فرانسه حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اتفاق افتاد / این اتفاق افتاد که وی سواحیلی را به سخره می گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She happened/chanced to speak fluent Swahili.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتفاقا بر حسب اتفاق به زبان فرانسه حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اتفاق افتاده / فرانسوی به زبان سواحیلی صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The successful candidate will be fluent in French and German.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاندیدای موفق به زبان فرانسوی و آلمانی مسلط خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نامزد موفقیت آمیز زبان فرانسه و آلمانی خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It takes constant effort to become fluent in a language.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش دائمی برای مسلط شدن به زبان نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش مستمر برای تبدیل شدن به یک زبان به زبان ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She's fluent in French and English and has a working knowledge of Spanish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به انگلیسی و انگلیسی مسلط است و دانش عملی اسپانیایی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به زبانهای فرانسوی و انگلیسی مسلط است و دارای دانش کار اسپانیایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fluent

سلیس (صفت)
eloquent , clear , evident , smooth , glib , fluent , pellucid , voluble
روان (صفت)
clear , handy , easy , spirit , current , versatile , fluid , liquid , smooth , glib , fluent , cursive , profluent , voluble

معنی fluent در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] رواناب اصطلاحی منسوخ که برای یک رود یا سایر جریان های آب استفاده می شود.
[ریاضیات] سیال، روان، سلیس، متغیر، شارنده
[زمین شناسی] آهکهای کربنات داری که در اثرتماس با آب ، آبکی می گردد.
[ریاضیات] کمیت روان، کمیت سیال

معنی کلمه fluent به انگلیسی

fluent
• articulate, eloquent, able to read and write with ease; graceful; fluid, flowing
• someone who is fluent in a foreign language can speak or write it easily and correctly.
• someone whose speech, reading, or writing is fluent speaks, reads, or writes easily and clearly.
fluent hebrew
• smoothly and clearly spoken or written hebrew
fluent pen
• ability to write easily and quickly
fluent reading
• smooth and easy reading
fluent speech
• smooth and clear speech, effortless speech
non fluent
• not fluid, broken, stammering (as of language skills)

fluent را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fluent

Ali mosavi ١٥:٥٠ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
قابل فهم
|

Mr.pess ١٢:٣١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٦
شمرده
|

مهدی ٢٣:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٤
مسلط
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
سخن‌ور، بليغ
|

پیشنهاد شما درباره معنی fluent



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fluent
کلمه : fluent
املای فارسی : فلوئنت
اشتباه تایپی : بمعثدف
عکس fluent : در گوگل


آیا معنی fluent مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )