انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 951 100 1

foliage

تلفظ foliage
تلفظ foliage به آمریکایی/ˈfoʊlɪɪdʒ/ تلفظ foliage به انگلیسی/ˈfəʊlɪɪdʒ/

معنی: شاخ و برگ، برگ درختان
معانی دیگر: شاخسار، برگینه، شا  وبرگ

بررسی کلمه foliage

اسم ( noun )
مشتقات: foliaged (adj.)
(1) تعریف: leaves, as of a tree or other plant.
مشابه: leaf

(2) تعریف: leaves collectively, as of many trees together.

(3) تعریف: a decorative representation, as in sculpture, of leaves and branches.

واژه foliage در جمله های نمونه

1. rich foliage
ترجمه شاخ‌وبرگ انبوه

2. a tree with scant foliage
ترجمه درختی با شاخ و برگ اندک

3. he butted through the foliage
ترجمه او با سر از میان شاخ و برگ رد شد.

4. pollution has stripped the trees of their foliage
ترجمه آلودگی شاخ و برگ درختان را ریخته است.

5. the forest was in its full panoply of spring foliage
ترجمه جنگل زیب جامه‌ی کاملی از شاخ و برگ بهاری را بر تن کرده بود.

6. The path was completely covered by the dense foliage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده کام لا از میان برگ‌های انبوه پوشیده شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مسیر به طور کامل توسط شاخه های متراکم پوشیده شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Something was eating away the foliage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی در بین شاخ و برگ‌ها می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چیزی سبزیجات را از بین برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Early summer sunshine from the dense foliage and transmission, on the ground between India and full size coin sparkling spot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نور خورشید در اوایل تابستان از شاخ و برگ‌های انبوه و انتقال، بر روی زمین بین هند و نقطه اوج سکه درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تابستان تابستان تابستان از برگ های متراکم و انتقال، در زمین بین هند و سایز نقطه درخشان نقطه کامل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The houses were designed to blend with the foliage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خانه‌ها برای ترکیب با شاخ و برگ طراحی شده‌بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانه ها برای ترکیب با شاخ و برگ طراحی شده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The fall foliage glowed red and yellow in the morning sunlight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برگ‌های پاییزی به رنگ سرخ و زرد در آفتاب صبحگاهی می‌درخشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاخ و برگ سقوط در نور خورشید صبح زود قرمز و زرد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The trees renew their foliage every year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درختان برگ‌های خود را هر سال تجدید می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درختان شاخ و برگ خود را هر سال تمدید می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The trees were now heavy with dark green foliage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون درختان با برگ‌های سبز تیره سنگین شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درختان در حال حاضر با شاخ و برگ سبز تیره سنگین بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Soon the chain was singing out through the foliage, cutting empty avenues through the greenery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طولی نکشید که زنجیر از میان شاخ و برگ‌ها به گوش رسید و خیابان‌های خالی را از میان علف‌ها رد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به زودی زنجیره از طریق شاخساره آواز خواند و مسیرهای خالی را از طریق سبز برداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. To listen to bird-songs, and identify foliage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گوش دادن به آواز پرندگان و شناسایی شاخ و برگ‌ها
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای گوش دادن به آهنگ های پرنده و شناسایی شاخ و برگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف foliage

شاخ و برگ (اسم)
bush , foliage , herbage , tod
برگ درختان (اسم)
foliage

معنی عبارات مرتبط با foliage به فارسی

برگ درخت، برگ سبز
گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود

معنی کلمه foliage به انگلیسی

foliage
• leaves; representation of leaves and flowers in architecture
• the leaves of plants and trees can be referred to as foliage.

foliage را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی foliage

فریماه رفیعی ١٠:٥٠ - ١٣٩٦/٠٨/٢٤
برگ درختان
|

پیشنهاد شما درباره معنی foliage



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی foliage
کلمه : foliage
املای فارسی : فلیگ
اشتباه تایپی : بخمهشلث
عکس foliage : در گوگل


آیا معنی foliage مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )