انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1079 100 1

foodie

تلفظ foodie
تلفظ foodie به آمریکایی تلفظ foodie به انگلیسی

(خودمانی ـ کسی که به امور تهیه و پخت و صرف خوراک خوب به ویژه در رستوران ها علاقه ی خاص دارد) خوراک شناس

واژه foodie در جمله های نمونه

1. Other neighbourhoods in the city offer foodies a choice of Chinese, Portuguese or Greek food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محله‌های دیگر در شهر به foodies یک انتخاب چینی، پرتغالی یا یونانی پیشنهاد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محله های دیگر در شهر غذاهای انتخابی غذاهای چینی، پرتغالی یا یونانی را ارائه می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Michael Caine is an avid foodie who owns a string of restaurants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مایکل کین یک بازیگر مشتاق است که یک رشته از رستوران‌ها را در اختیار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مایکل کین یک آشپزخانۀ مشتاق است که دارای یک رشته رستوران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It is also a satisfying behind-the-scenes tour for foodies, full of compelling characters and anecdotes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین یک تور پشت صحنه برای foodies است که پر از شخصیت‌های جذاب و داستان‌ها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین تورهای پشت صحنه رضایت بخش برای غذاهای پر از شخصیت های برجسته و حادثه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. To be in the ranks of the Foodie Fascists is, quite frankly, the living end.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که در صفوف of فاشیست be، کام لا رک و راست است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاملا صریح، پایان زندگی است که در صفوف فاشیست های Foodie قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. "If you're going to a foodie town, a restaurant that's pricey for dinner will have the same master chef for all the meals," says Teri Gault, CEO and founder of TheGroceryGame. com.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Teri Gault، مدیر عامل و موسس شرکت TheGroceryGame می‌گوید: \" اگر به شهر foodie بروید، رستورانی که برای شام گران‌قیمت است، سرآشپز اصلی همه غذاها را خواهد داشت \" com
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Teri Gault، مدیرعامل و بنیانگذار TheGroceryGame می گوید: 'اگر شما به یک شهر غذای بروید، یک رستوران که برای شام گران است، آشپز استاد یکسان برای همه وعده های غذایی خواهد داشت ' کام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Any true foodie has at least tried Thai food once, and the best Thai cuisine in the world can be found in the bustling metropolis of Bangkok.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر foodie درست یک‌بار غذای تایلندی را امتحان کرده‌است و بهترین غذاهای تایلندی در جهان را می توان در کلان‌شهر شلوغ بانکوک یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر گونه غذای واقعی حداقل یکبار غذاهای تایلندی را سعی می کند و بهترین غذاهای تایلندی در جهان را می توان در کلان شهر شلوغ بانکوک یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. For a real foodie adventure, check out Brooklyn Fare (brooklyn fare. com), a bodega turned high-end restaurant where the chef turns out nightly tasting menus inside his glass-enclosed kitchen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای یک ماجراجویی واقعی، هزینه بروکلین را بررسی کنید (کرایه brooklyn را ببینید) com)، یک رستوران \"bodega\" به رستورانی سطح بالا تبدیل شد که در آن آشپز غذای شبانه را در آشپزخانه خود که در enclosed قرار داشت، به نمایش گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای یک ماجراجویی واقعی غذایی، از Brooklyn Fare (Brooklyn Fare com)، Bodega به رستوران فوق العاده ای تبدیل شوید که آشپز در آشپزخانه شیشه ای خود، منوهای طعم شبانه را به نمایش می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. As a bit of a foodie, all of these lessons were absolutely enlightening.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان بخشی از یک foodie، همه این درس‌ها به طور کامل روشنگر بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان یک بیت از یک غذای، تمام این درس کاملا روشن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Foodie tourism has a new player: Vermont and its artisan cheese makers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گردشگری Foodie دارای یک بازیگر جدید است: ورمونت و سازنده پنیر سازنده آن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گردشگری Foodie دارای یک بازیکن جدید است: ورمونت و سازندگان پنیر صنعتیشان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Foodie View : A recipe website that incorporates restaurant reviews, search from major blog recipes and a healthy dose of food porn photography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Foodie View: یک وب سایت دستورالعمل که بازبینی رستوران‌ها، جستجو از دستور العمل‌های اصلی وبلاگ و دوز سالم عکاسی فیلم‌های مستهجن را در بر می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Foodie View: یک وبسایت دستورالعمل که شامل بررسی رستوران، جستجو از دستور العمل های بزرگ وبلاگ و یک عدد سالم عکاسی از غذا های پورنو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I am not a foodie, an organicist or a fresh produce fanatic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من foodie، an، یا یک آدم متعصب produce نیستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من foodie نیستم، یک متخصص ارگانیک یا یک محصول متعصب تازه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Fruitarian, vegan or raw foodie? If you have wondered what the difference is, then the Meveg Congress, opening today, might be the thing for you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fruitarian، vegan و یا foodie خام؟ اگر تعجب کرده‌اید که این تفاوت چیست، پس کنگره Meveg که امروز باز می‌شود، ممکن است چیزی برای شما باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گیاهخوار، گیاهخوار یا غذای خام؟ اگر شما تعجب کنید که تفاوت چیست، کنگره Meveg که امروز باز می شود، ممکن است چیزی برای شما باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Another foodie waiting activity is to carry a packet of mixed nuts (check for allergies) or even, different colored or shaped candy and let your toddler sort them before proceeding to eat them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فعالیت دیگر در انتظار، حمل بسته آجیل مخلوط (چک کردن به آلرژی)یا حتی به شکل آب‌نبات رنگارنگ و یا شکل است و اجازه دهید قبل از اینکه آن‌ها را بخورید، آن‌ها را مرتب کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از فعالیت های انتظار غذا اینست که بسته ای از آجیل های مخلوط (چک کردن آلرژی ها) یا حتی آبنبات های رنگی یا شکل های مختلف را حمل کنند و اجازه دهید کودک شما قبل از خوردن آنها مرتب شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Of course, as a foodie, I can't shake this "try everything once" mentality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، به عنوان یک foodie، من نمی‌توانم این \"همه چیز\" یکبار \" را امتحان کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته، به عنوان یک غذای، من نمیتوانم این ذهنیت را 'همه چیز را یک بار امتحان کنم' را لرزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه foodie به انگلیسی

foodie
• foody, gourmet, one who enjoys cooking and fine food

foodie را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرمین معماری ١٦:٣٥ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
شکم باره - شکم پرست
|

Mari ١٦:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
اهل غذا ،شکمو
|

Mari ١٦:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
دوستدار غذا
|

دکتر علی ناجی ٢٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣
مترادف gourmet
غذا شناس
خبره ی غذا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی foodie
کلمه : foodie
املای فارسی : فودی
اشتباه تایپی : بخخیهث
عکس foodie : در گوگل


آیا معنی foodie مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )