انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1070 100 1

forebear

تلفظ forebear
تلفظ forebear به آمریکایی/ˈfɔːrˌber/ تلفظ forebear به انگلیسی/ˈfɔːbeə/

معنی: نیا، جد اعلی
معانی دیگر: جد (اجداد)، forbear معمولا بصورت جمع نیا، اجداد

بررسی کلمه forebear

اسم ( noun )
• : تعریف: an ancestor or forefather.
مشابه: ancestor, predecessor, progenitor

واژه forebear در جمله های نمونه

1. I'll come back to the land of my forebears.
ترجمه کاربر [ترجمه taha] من به سرزمین اجدادم خواهم آمد(می آیم)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به سرزمین forebears بر می‌گردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به سرزمین پسرانم می آیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. One of his forebears could have won the support of Wilfrid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از نیاکان او می‌توانست حمایت of را به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از پیشگامانش می توانست حمایت ویلفرد را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Like their forebears, they chose subjects to illustrate the many facets of village life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها همانند پیشینیان خود، موضوعاتی را انتخاب کردند که جنبه‌های بسیاری از زندگی روستایی را نشان دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مانند پیشینیان خود را انتخاب کردند تا جنبه های بسیاری از زندگی روستا را نشان دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But in the land of my forebears, women sit around and wait for their men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در سرزمین of، زنان می‌نشینند و منتظر مردان خودشان می‌مانند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در سرزمین پیشینیان من، زنان در کنار یکدیگر ایستاده و منتظر مردانشان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He was correct in so far as our forebears were piteously shattered but quite wrong in thinking that they could be subjugated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تا آنجا که forebears ما به نحو رقت‌انگیزی درهم شکسته بود، درست بود، اما با این فکر که ممکن است تحت فرمان باشند کاملا اشتباه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او درست همانطور بود که پیشگامان ما با شکیبایی شکسته بودند اما در فکر کردن مبنی بر اینکه آنها می توانند تحت تعقیب قرار بگیرند، کاملا اشتباه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. My forebears hardly knew what went on outside their small feudal society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجداد من به سختی می‌دانستند که بیرون از جامعه feudal کوچک آن‌ها چه می‌گذرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشینیان من به سختی می دانستند که آنچه در خارج از جامعه ی فئودالی کوچک انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His realism was not the realism of his forebears.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقع‌گرایی او واقع‌گرایی forebears نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئالیسم او رئالیسم پیشینیان خود نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. People not only had more than their forebears; they also had revolutionary new products.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم نه تنها بیش از forebears داشتند؛ همچنین محصولات جدید انقلابی نیز داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم نه تنها بیش از پسران خود بودند؛ آنها همچنین محصولات جدید انقلابی داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Karlin relates the oppressive anti-Semitism his forebears endured in a vague, almost elliptical style with dips into the stream of consciousness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Karlin مربوط به ضدیت با احساسات ضد سامی که نیاکان او در یک سبک پیچیده و تقریبا elliptical با dips در جریان آگاهی تحمل کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارلین آنتی Semitism ظالمانه را به خود جلب می کند که پیشینیانش در یک مفهوم مبهم و تقریبا بیضوی با تحولات آگاهانه مواجه می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Indeed the habits of our civilised forebears at work and play would not always stand up to the scrutiny of the modern conscience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حقیقت، عادات اجدادی متمدنانه ما در محل کار و بازی، همیشه در برابر بررسی وجدان مدرن قرار نخواهند گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درواقع عادتهای پیشینیان متمدن ما در کار و بازی همیشه به بررسی وجدان مدرن نمیپردازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The fillings are as generous as their Stateside forebears and the rye bread has a nice, chewy texture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پر کردن به اندازه نیاکان Stateside سخاوتمند هستند و نان چاودار، بافت بسیار خوب و جویدنی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلوها به عنوان پیشوای خود Statese به عنوان سخاوتمندانه است و نان چاودار دارای بافت خوب و ژله ای است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I had much ado to forebear laughing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من برای خندیدن خیلی حرف زدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من عاشق خنده بودم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He was a good man, but always forebear his wrath and complaint.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مرد خوبی بود، اما همیشه خشم و شکایت او را حفظ می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک مرد خوب بود، اما همیشه خشم و شکایت خود را پیشگویی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Moderation: Avoid extremes. Forebear resenting injuries so much as you think they deserve.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میانه‌روی: از افراط پرهیز کنید اونقدر که تو فکر می‌کنی مستحق این درد و رنج نیستی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مديريت: اجتناب از شدت فوربیر به شما آسیب می زند که شما آن را شایسته می دانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف forebear

نیا (اسم)
stock , ancestor , forefather , granddad , grandpapa , gaffer , forbear , forebear , grandfather , grandpa
جد اعلی (اسم)
forbear , forebear

معنی کلمه forebear به انگلیسی

forebear
• ancestor, forefather
• your forebears are your ancestors; a literary word.

forebear را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی forebear
کلمه : forebear
املای فارسی : فربیر
اشتباه تایپی : بخقثذثشق
عکس forebear : در گوگل


آیا معنی forebear مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )