برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1152 100 1

foresight

/ˈfɔːrˌsaɪt/ /ˈfɔːsaɪt/

معنی: پیش بینی، بصیرت، دوراندیشی، مال اندیشی
معانی دیگر: آینده نگری، احتیاط، پایان بینی

بررسی کلمه foresight

اسم ( noun )
مشتقات: foresighted (adj.), foresightedly (adv.), foresightedness (n.)
(1) تعریف: concern and provision for future needs and eventualities; prudence.
متضاد: hindsight
مشابه: precaution, providence, prudence

(2) تعریف: the act or power of seeing into the future, or the knowledge gained thereby; prescience; foreknowledge.
مشابه: prophecy, vision

واژه foresight در جمله های نمونه

1. he had enough foresight to save for his old age
این مال اندیشی را داشت که برای ایام پیری خود پول ذخیره کند.

2. He had had the foresight to bring in the washing before the rain started.
[ترجمه ترگمان]پیش از شروع باران، پیش از شروع باران، پیش‌بینی کرده بود
[ترجمه گوگل]او پیش بینی کرده بود قبل از باران شروع به شستن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Purpose supposes foresight.
[ترجمه ترگمان]از دور به نظر می‌آید
[ترجمه گوگل]هدف پیش بینی را پیش بینی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was later criticised for his lack of foresight.
[ترجمه ترگمان]او بعدها بخاطر فقدان پیش‌بینی مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او بعدها برای عدم پیش بینی او مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They had the foresight to invest in new technology.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها این پیش‌بینی را داشتند که در فن‌آوری جدید سرمایه‌گذاری کنند
[ترجمه گو ...

مترادف foresight

پیش بینی (اسم)
anticipation , forecast , foresight , prognosis , prospect , prognoses , expectancy , expectance , caution , augury , prognostication , precaution , prevision , look-ahead , prefiguration
بصیرت (اسم)
knowledge , intuition , insight , vision , foresight , discernment , discretion , clairvoyance , ken
دوراندیشی (اسم)
foresight , forethought
مال اندیشی (اسم)
foresight , prognosis , prognoses , perspective , forethought , providence

معنی foresight در دیکشنری تخصصی

foresight
[عمران و معماری] دید به پیش - دید جلو

معنی کلمه foresight به انگلیسی

foresight
• ability to see into the future; knowledge gained through such an ability; care for the future, prudence, precaution
• foresight is the ability to see what is likely to happen, which is shown in the action that someone takes.

foresight را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

alikarbassi
قرائت جلو (عمران)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی foresight
کلمه : foresight
املای فارسی : فورسایت
اشتباه تایپی : بخقثسهلاف
عکس foresight : در گوگل

آیا معنی foresight مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )