برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1314 100 1

formulation

/ˌfɔːrmjəˈleɪʃn̩/ /ˌfɔːmjʊˈleɪʃn̩/

معنی: فرمول سازی، فرمول بندی، قاعده سازی، دستور سازی، تبدیل به قاعده رمزی

بررسی کلمه formulation

اسم ( noun )
• : تعریف: the process or result of clear, methodical development or articulation.

- The formulation of an acceptable policy on immigration could take years.
[ترجمه ترگمان] تدوین یک سیاست قابل‌قبول برای مهاجرت می‌تواند سال‌ها طول بکشد
[ترجمه گوگل] فرمول یک سیاست قابل قبول در مورد مهاجرت می تواند سالها طول بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه formulation در جمله های نمونه

1. There have been problems with the formulation of the vaccine.
[ترجمه ترگمان]مشکلاتی در تدوین این واکسن وجود داشته‌است
[ترجمه گوگل]با تشکیل واکسن مشکلاتی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is a far weaker formulation than is in the draft resolution which is being proposed.
[ترجمه ترگمان]این یک فرمول بسیار ضعیف‌تر از آن چیزی است که در پیش‌نویس آمده‌است
[ترجمه گوگل]این یک فرمول بسیار ضعیف تر از پیش نویس قطعنامه ای است که پیشنهاد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can buy a formulation containing royal jelly, pollen and vitamin C.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید یک فرمول حاوی ژله، گرده و ویتامین C بخرید
[ترجمه گوگل]شما می توانید یک فرمول حاوی ژله سلطنتی، گرده و ویتامین C خریداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Johnson Matthey's Cerene glaze formulation has enabled Inax to commercialise a new series of high gloss, super white tile glazes.
[ترجمه ترگمان]این تدوین Cerene glaze جانسون به Inax این امکان را فراهم سا ...

مترادف formulation

فرمول سازی (اسم)
formularization , formulation , formulization
فرمول بندی (اسم)
formulation , formulization
قاعده سازی (اسم)
formulation
دستور سازی (اسم)
formulation
تبدیل به قاعده رمزی (اسم)
formulation

معنی formulation در دیکشنری تخصصی

formulation
[شیمی] فرمولبندی
[سینما] صورت بندی
[نساجی] فرمولاسیون - دستور تهیه - نسخه
[ریاضیات] فرمول، صورت بندی، فرموله کردن، فرمول بندی
[پلیمر] فرمولبندی
[آمار] فرمول بندی
[آب و خاک] تدوین، فرموله کردن
[برق و الکترونیک] زبان فرمول بندی
[ریاضیات] مرحله ی طرح ریزی

معنی کلمه formulation به انگلیسی

formulation
• devising, planning; act of expressing by means of a formula

formulation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا
قاعده کار
فیض
قاعده مند کردن
هادی
بیان ریاضی،صورت بندی،تدوین،قائده سازی،قائده مند سازی،قائده[کار]،اصول[ریاضی]
مهسان
ترکیب بندی
jahanaks.blog.ir
تدوین
یوسف صابری
صورت بندی
سید وحید طباطباییان
سامانمند نمودن
رهگذر
فرمولاسیون
فرموله بندی
تدوین
گلی افجه
عملکرد بر اساس دستور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی formulation
کلمه : formulation
املای فارسی : فرمولاسیون
اشتباه تایپی : بخقئعمشفهخد
عکس formulation : در گوگل

آیا معنی formulation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )