انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 765 100 1

بررسی کلمه fortification

اسم ( noun )
(1) تعریف: a fortified place or defensive structure, such as a castle or fort.
مشابه: bastion, citadel, rampart

(2) تعریف: the act of fortifying; strengthening.

(3) تعریف: something that fortifies or strengthens.
مشابه: bulwark

واژه fortification در جمله های نمونه

1. The fortification of staple foods with folic acid to prevent neural tube defects may be unwisely delayed on this account.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غنی سازی غذاهای اساسی با اسید فولیک برای جلوگیری از نقص عصبی لوله ممکن است ناخواسته به تأخیر در این حساب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The fortification of Nordy Bank is on a flat promontory jutting westward from the hill.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غنی سازی بانک Nordy در یک مسطح مسطح قرار دارد که از تپه به طرف غرب می افتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They are my defense, my fortification.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها دفاع من، غنی سازی من هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Then the seismic fortification criteria for the Maglev Guideway Structures is proposed.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس معیارهای تقویت لرزه ای برای سازه های گوه مدول Maglev پیشنهاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The fortification was built in stone.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غارنوردی در سنگ ساخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The researchers concluded that the fortification did not produce the increase.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محققان نتیجه گرفتند که تقویت این افزایش را به وجود نمی آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Iron fortification of foods is an effective approach to treat and prevent iron deficiency.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استحکام آهن مواد غذایی یک رویکرد موثر برای درمان و پیشگیری از کمبود آهن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Men naturally receive their fortification from its wisdom.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردان به طور طبیعی از غرور خود غنی سازی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The seizure of the Rhineland and its subsequent fortification were the greatest gamble of all.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تشنج راینلند و تقویت متعاقب آن، بزرگترین قهرمان همه بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Parts of the fortification date from the 4 th century BC.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قسمت های ارتفاعی از قرن 4 قبل از میلاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In some countries,[sentence dictionary] iron fortification of foods is carried out to reduce iron deficiency.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بعضی از کشورها [واژه فرهنگ لغت] غنیسازی آهن مواد غذایی برای کاهش کمبود آهن انجام میشود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The castle began as a Visigoth fortification in the sixth century and was taken over in turns by the Romans and the Moors.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این قلعه از قرن ششم به عنوان یک استحکام Visigoth آغاز شد و توسط رومیان و مورها در نوبت به وقوع پیوست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Decision - making analysis of earthquake - resistant fortification standards of high dams is also discussed.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل تصمیم گیری از استانداردهای تقویت مقاوم در برابر زلزله سدهای باال نیز مورد بحث قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This is a plan for the fortification of the city.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک برنامه برای تقویت شهر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. His works include poem selection Loneliness Without Fortification and Period Of Water.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آثار او شامل انتخاب شعر تنهایی بدون فتنه و دوره آب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fortification

تقویت (اسم)
abetment , reinforcement , amplification , support , consolidation , augmentation , alimentation , nutrition , fuel , revival , fortification , furtherance , invigoration
استحکام (اسم)
resistance , strength , substance , backbone , rigidity , stability , fortification , solidity , stableness , consistency , solidification , consistence , formidability , grit , granite , staying power
بارو (اسم)
bulwark , fortification , battlement , rampart
سنگر بندی (اسم)
bulwark , fortification , entrenchment

معنی fortification در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] قلعه ، دژ نظامى ، سنگر استحکام استحکامات، سنگر بندى ، قلعه سنگر بندى کردن ،سنگر مهمات وتجهیزات ،سیستم هاى خندق وجان پناه خط مستحکمى که براى حصار یک پادگان نظامى به کار برده مى شود و مقاوم ترین آنها در زیر زمین قرار دارند.
[زمین شناسی] استحکامات صحرایى

معنی کلمه fortification به انگلیسی

fortification
• strengthening, fortifying; corroboration; something which fortifies or defends
• fortifications are buildings, walls, or ditches that are built to protect a place against attack; a formal word.
• the fortification of a place is the act of fortifying it; a formal word.
fortification layout
• plan of defense

fortification را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fortification

ماندانا بهرامی ١٩:٠٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
(باستان شناسی) برج و بارو
|

پیشنهاد شما درباره معنی fortification



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ناصر > mobilization
حامی > عوضین
سپید ناناز > Machinewash
سپید ناناز > Makeup
کوروش لر زنگنه > آراد
u > i'm promise
Arya > ممبینی
امیررضا فرهید > state fair

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی fortification
کلمه : fortification
املای فارسی : فرتیفیکتین
اشتباه تایپی : بخقفهبهزشفهخد
عکس fortification : در گوگل


آیا معنی fortification مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )