انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 899 100 1

بررسی کلمه fovea

اسم ( noun )
حالات: foveae
مشتقات: foveal (adj.), foveate (adj.)
• : تعریف: a small pit, hollow, or depression in a bone or organ.

واژه fovea در جمله های نمونه

1. The fovea is the area of maximum visual resolution ( but NOT maximum sensitivity ).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The ناحیه حداکثر رزولوشن تصویر است (اما نه حداکثر حساسیت)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]fovea مساحت حداکثر رزولوشن بصری است (اما حداکثر حساسیت NOT)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. To provide image anatomy basis of the olfactory fovea for the anterior basicranial surgery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای فراهم آوردن پایه آناتومی تصویر از fovea بویایی برای جراحی basicranial قدامی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای فراهم آوردن تصویر آناتومی بر روی فوئای بویایی برای عمل جراحی پایه قدام اولیه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The fovea has only cones, and the blind spot or papilla has no receptors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The فقط مخروط‌ها هستند، و نقطه کور و یا papilla هیچ گیرنده ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]fovea تنها مخروطی است، و نقطه کور یا پاپیلا گیرنده ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Conclusion:These data on the olfactory fovea would benefit reduce the complication of endoscopic sinus surgery and anterior basicranial surgery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری: این اطلاعات بر روی the بویایی به کاهش پیچیدگی جراحی سینوس معکوس و جراحی basicranial قدامی سود می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتيجه گيری: اين اطلاعات در مورد فوئای بوی بد دهان موجب کاهش عوارض جراحی آندوسکوپيک سينوس و عمل جراحی اسکورنوالی قدامی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The center of the fovea appears bright red because it is surrounded by a milky halo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرکز the به رنگ قرمز روشن به نظر می‌رسد، چون در محاصره یک هاله شیری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرکز fovea به نظر می رسد قرمز روشن به دلیل آن است که توسط هاله شیری احاطه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Vision acuity, fovea thickness and CNV leakage before and after treatment were analyzed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Vision acuity، ضخامت fovea و نشت CNV قبل و بعد از درمان آنالیز شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شدت دید، ضخامت فوئا و نشت CNV قبل و بعد از درمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Pay attention to the fight of fovea and fear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به مبارزه با ترس و وحشت توجه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توجه به مبارزه فوئا و ترس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Conclusion central fovea of the RVO fellow eyes was functionally impaired.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری بخش مرکزی چشمان هم‌کار RVO از لحاظ عملکردی ضعیف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه گیری فوئای مرکزی چشم همسایه RVO به طور عملکردی مختل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The discovery of a somatosensory fovea in the star-nosed mole suggests that this organizational scheme is a general evolutionary solution to constructing a high-resolution sensory system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشف of حسی تنی در خال بینی ستاره نشان می‌دهد که این طرح سازمانی یک راه‌حل تکاملی عمومی برای ایجاد یک سیستم حسی با رزولوشن بالا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشف یک fovea somatosensory در خلال ستاره بینی نشان می دهد که این طرح سازمانی یک راه حل تکاملی کلی برای ساخت سیستم حسگر با وضوح بالا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Vision is much more acute at the fovea than at other portions of the retina.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز در the نسبت به دیگر بخش‌های شبکیه چشم اندازه‌ای بیشتری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز در فوئا بسیار حادتر از سایر قسمت های شبکیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Visual systems with a fovea are the most familiar, but auditory systems can have an acoustic fovea as well, as has been elegantly demonstrated by Nobuo Suga of Washington University in mustached bats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم‌های بصری با a the هستند، اما سیستم‌های شنیداری می‌توانند an صوتی داشته باشند، همان طور که توسط Nobuo suga از دانشگاه واشنگتن در bats mustached نشان‌داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم های دیداری با fovea آشنا ترین هستند، اما سیستم های شنوایی می توانند فووا آکوستیک نیز داشته باشند، همانطور که توسط Nobuo Suga از دانشگاه واشنگتن در خفاش های خاردار نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Because of the atrophy at the fovea, central vision begins to be lost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به دلیل لاغر شدن در the، دید مرکزی از بین می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل آتروفی در فوئا، دید مرکزی شروع به از دست دادن می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In most fovea, the depth decreased and the thickness increased.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بیشتر موارد، عمق کاهش یافت و ضخامت افزایش یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بیشتر فوئا، عمق کاهش یافت و ضخامت آن افزایش یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. When the fresh retina was dissected under dim red light, the fovea was usually visible as a dark spot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که شبکیه جدید در زیر نور قرمز تیره تشخیص داده شد، fovea معمولا در جای تاریکی دیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که شبکیه تازه تحت نور کم نور قرمز بود، فوئا معمولا به عنوان یک نقطه تاریک قابل مشاهده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fovea

حفره (اسم)
hollow , hole , grave , cell , ditch , trench , pit , cavern , delve , socket , cavity , fossa , fovea , gutter , sinus , lacuna , loculus , pothole
گودال (اسم)
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
فرو رفتگی (اسم)
depression , notch , fossa , fovea , concavity , sinking , howe

معنی عبارات مرتبط با fovea به فارسی

(در برخی مهره داران) گوداله ی مرکزی (در شبکیه ی چشم)

معنی fovea در دیکشنری تخصصی

FOVEA
[روانپزشکی] گودی (مرکزی) بر روی شبکیه. ناحیه کوچکی در وسط لکه که تقریبا" 2 درجه از زاویه بینایی را شامل می گردد.

معنی کلمه fovea به انگلیسی

fovea
• pit, small hole, dimple, depression (biology)

fovea را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fovea

Shahla Shahrabi ١٥:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
در علم چشم پزشکی مرتبط با سیستم بینایی، تشبیه ساختمان چشم به گودال و حفره میباشد.
|

ebitaheri@gmail.com ٠٤:٣٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٩
[شبکیه چشم انسان]

گوده مرکزی
|

پیشنهاد شما درباره معنی fovea



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fovea
کلمه : FOVEA
املای فارسی : فوی
اشتباه تایپی : بخرثش
عکس FOVEA : در گوگل


آیا معنی fovea مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )